كشف و شهودى ادعا مىنمايد سر تسليم فرود آورد . بلى ، در جايى كه تحقيق و تدقيق در حال استاد و شيخ متعذر يا متعسر باشد بايد توكل به خدا نموده و آنچه را كه او بيان مىكند و دستور مىدهد با كتاب خدا و سنت رسول خدا و سيرهء ائمّهء طاهرين - صلواتاللَّه و سلامه عليهم اجمعين - بسنجد : اگر موافق بود عمل نمايد و الّا ترتيب اثر ندهد . بديهى است ، چون چنين سالكى با قدم توكل به خدا گام برمىدارد شيطان بر او سلطه نخواهد يافت :
« إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ * إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ »
. « 1 »
بيست و دوم : ورد
و آن عبارت است از اذكار و اوْراد لسانيه . و كيفيت و كميت آن مَنوط به نظر استاد است ، چه آن حكم دوايى را ماند كه بعضى را نافع و ديگرى را مضر است . و گاه اتفاق مىافتد كه سالك به دو ذكر مشغول مىشود كه يكى او را به كثرت توجه مىدهد و ديگرى به وحدت و در صورت اجتماع ، نتيجهء هر دو خنثى مىگردد و نتيجهاى عايد نمىشود . البته اذن استاد ، شرط در اورادى است كه اذن عام در آن داده نشده است و اما در آنچه اذن عام داده شده اشتغال به آن مانعى ندارد .
وِرد بر چهار قسم است : قالبى و خَفى . و هر يك يا اطلاقى است و يا حَصرى . و اهل سلوك را به قالبى اعتنايى نيست ، زيرا ذكر قالبى عبارت است از : تلفظ به زبان بدون التفات به معنا و در واقع ، لقلقهء لسان است و چون سالك در جستوجوى معناست ، نه چيز ديگرى ، لذا ذكر قالبى براى او مفيد فايده نخواهد بود .
هامش
( 1 ) . نحل ، آيات 99 - 100 : [ به درستى كه او [ شيطان ] بر كسانى كه ايمان آورده و بر پروردگارشان توكل مىكنند تسلط ندارد و تنها تسلطِ او بر كسانى است كه او را سرپرست خود گرفته و او را شريك خدا قرار مىدهند . ]