تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
قائم ، عالِم ، سميع ، بصير ، حى و قدير و امثال اين‌ها را در خود مشاهده كند ؛ مثلًا ببيند كه عليم در عالَم يكى است و او خداى متعال است و دگر خود را در مقابل او عليم نبيند ، بلكه عليم‌بودن او عين عليم‌بودن خداست . يا ادراك كند كه حى و زنده يكى است و او خداست و خود او اصلًا زنده نيست ، بلكه زنده خداست و بس . و بالأخره وجدان كند كه : « لَيْسَ الْقَديرُ وَالْعَليمُ وَالْحَيُّ الّا هُوَ تَعالَى وَ تَقَدَّسَ » . البته ممكن است تجلى اسمايى در خصوص بعض از اسماى الهيه صورت گيرد و هيچ لازمه‌اى در بين نيست كه چون در سالك يكى دو اسم تجلى كرد ، حتماً بايد بقيهء اسما تجلى كند . امّا تجلى ذاتى آن است كه ذات مقدس حضرت بارى تعالى در سالك تجلى نمايد و آن وقتى حاصل مىشود كه سالك از اسم و رسم گذشته باشد و به عبارت ديگر ، به كلى خود را گم كرده و اثرى در عالَم وجود از خود نيابد و خود و خوديت خود را يكباره به خاك نسيان سپرده باشد : « وَ لَيْسَ هُناكَ الَّا اللَّهُ » « 1 » . در اين موقع ، ديگر ضلال و گمراهى براى چنين شخصى متصوَّر نخواهد بود ، زيرا تا ذره‌اى از هستى در سالك باقى است هنوز طمع شيطان از او قطع نشده است و اميد اضلال و اغواى او را دارد ، ولى وقتى كه بحول اللَّه تبارك و تعالى سالك بساط خوديت و شخصيت را درهم پيچيد و قدم در عالم لاهوت نهاد و در حرم خدا وارد شده ، لباس حَرَم در بر كرد و به تجليات ذاتيهء ربانيه مشرف آمد ، شيطان دندان طمع را از او كنده و در حسرت مىنشيند . استاد عام بايد بدين مرتبه از كمال برسد و الّا به هر كسى نتوان سر سپرد و مطيع و منقاد گشت .
هزار دام به هر گام اين بيابان است * كه از هزار هزاران يكى از آن نجهند
بنابراين ، نبايد در مقابل هر كسى كه متاعى عرضه مىكند و بِضاعتى ارائه مىدهد و
هامش
( 1 ) . [ و در آن‌جا ديگر جز خدا چيزى نيست . ]
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 114 | السيد محمدحسين الطباطبائي