وقت معين در آن ميعادگاه يكديگر را ملاقات كنند . يكى از آنها مهمان بود و ديگرى به مهمانى شخصى درآمد و چون سومى جايى نداشت با خود گفت : به مسجد مىروم و مهمان خدا مىشوم و تا صبح در آنجا به سر برد و همچنان گرسنه باقى بود . صبحدم در ميعاد خود ، هر سه نفر حضور يافتند و هر يك سرگذشت خود را بيان كردند . از جانب خداى تعالى به نبىِّ آن زمان وحى رسيد كه به آن مهمان ما بگو : ما مهمانى اين مهمان عزيز را قبول كرديم و خود ميزبان او شديم و براى او در صدد تهيهء بهترين غذاها برآمديم ، لكن در خزانهء غيب خود تفحص كرديم ، بهتر از گرسنگى غذايى را براى وى نيافتيم .
پانزدهم : خلوت
و آن بر دو گونه است : خلوت عام و خلوت خاص .
خلوت عام عبارت است از : كنارهگيرى و عزلت از غير اهلاللَّه ، خصوصاً از صاحبان عقول ضعيفه از عوام مردم ، مگر به قدر ضرورت :
« وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا »
. « 1 »
و اما خلوت خاص عبارت است از : دورى از جميع مردم . و اگرچه آن در همهء عبادات و اذكار خالى از فضيلت نيست ، و ليكن در طايفهاى از اذكار كلاميه ، بلكه در جميع آنها در نزد مشايخ راه ، شرط است و در آن چند امر معتبر است :
خلوت و دورى از محلِ ازدحام و غوغا و استماع هر گونه صداى مشوِّش حال و ديگر حليت مكان و طهارت آن حتّىالسقف و الجُدْران « 2 » ، و بايد به اندازهاى كوچك باشد كه فقط گنجايش يك نفر را بيشتر نداشته باشد و سعى شود كه از زخارف دنيويه
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 70 : [ و رها كن كسانى را كه دين خود را به بازى و سرگرمى گرفتهاند و زندگى دنيا فريبشان داده است . ]
( 2 ) . [ ديوارها . ]