تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
است و عنوان مالكيت براى او مَجازى بوده و بدون جهت خود را مالك تخيل مىنموده است البته در صورتِ فقدان متأثر نخواهد شد و توجه به اين نكته ناگهان راه را بر او هموار خواهد نمود . ادراك اين‌كه خداوند انسان را از اول طماع قرار داده است ، مثل ادراك اين مىماند كه غنىّ عَلَىالاطلاق بنده را از اول فقير آفريده و سرشت او را با فقر خمير كرده است ؛ لهذا اثبات فقر و اثبات سؤال كه لازمهء فقر است احتياج به دليل ندارد . كسى به فقير نمىتواند ايراد كند كه چرا سؤال مىكنى ؟ زيرا فرض فقر ، فرض سؤال و گدايى است . بنابراين ، سالك راه خدا نيز اگر در حين سير و حركت طمع ورزد بايد متوجه باشد كه خداوند خميرهء هستى او را از اول با طمع سرشته است و به هيچ عنوان نمىتواند دندان طمع را بكشد و دست از طمع خود بشويد و از طرف ديگر ، چون فناى در ذات احديت كه بر اساس عبادت احرار پايه‌گذارى شده ، با طمع و نيت سازگار نيست . بنابراين ، بيچاره شده و حال اضطرار و بيچارگى عجيبى پيدا مىكند كه همان حال ، او را از خودى او كه مستلزم طمع است عبور مىدهد و پس از عبور از اين مرحله ديگر انّيّت و خوديتى نيست كه مستلزم طمع باشد . فَافْهَمْ وَ تَأمَّلْ جَيِّداً .

سيزدهم : صَمْت

و آن بر دو قسم است : سكوت عام و مُضاف و سكوت خاص و مطلق . سكوت عام و مضاف عبارت است از : حفظ انسان از تكلم به قدر زايد بر ضرورت با مردمان . بلكه سالك بايد اكتفا كند به قدر ضرورت و به أقلّ مَا يُمْكِن . و اين صَمْت در همهء دوران سلوك در تمام اوقات لازم است ، بلكه مىتوان گفت مطلقاً ممدوح است . و اشاره به همين صَمْت است قوله عليه السلام : « انَّ شِيعَتَنَا الْخُرْسُ » . « 1 » و نيز آن‌چه در مصباح الشريعة از
هامش
( 1 ) . [ شيعيان ما زبانشان بسته است . ]