آن اقدام كنيد .
و مىفرمايد : العلم مقرون بالعمل ؛ « 1 » علم توأم با عمل است .
در مرحلهء دوم شناخت است كه افراد خدا شناس و خداپرست از مردم سركش و خداشناس ( با محك عمل ) شناخته مىشوند .
3 - مرحلهء سوم اثبات يكتايى خداوند و نفى شريك و دوگانه پرستى است . و در اين مراحله اديان توحيدى از اديان شركآميز جدا مىگردد . اميرمؤمنان اين مرحله را چنين بيان مىفرمايد : « و كمال تصديق او اعتقاد به يكتايى اوست » .
4 - مرحلهء چهارم اخلاص است . در اين مرحله مرد خداشناس از هر چيزى جز خدا علماً و عملًا اعراض كرده ، هستى واقعى را منحصراً از آن خدا مىداند . و آن چه را كه جز او خوانده شود پوچ و باطل مىانگارد .
در اين مرحله ، هر نوع محدوديت واقعى ، فرضى و خيالى را از او نفى مىكند و او را يگانه به معناى واقعى كلمه مىشناسد . هرگز شريكى براى او تصور نمىكند و تصور هرشريكى را براى او نه فقط « فرض محال » بلكه « فرضى محال » مىداند . « 2 »
در سخنان اميرمؤمنان اين نكته دهها بار تكرار شده است كه وحدت خدا « وحدت عددى » نيست كه بتوان براى او فرد دومى از سنخ او تصور كرد ، بلكه وحدت او آن چنان وحدت حقه است كه هر دومى براى او تصور شود فرد دوم نخواهد بود بلكه همان اولى خواهد بود و هرگز تعددى حاصل نخواهد شد .
توضيح اين كه : هرگاه حق تعالى تصور شود ، به حكم عقل به هستى او حكم مىشود . پس اگر او را به تنهايى و با قطع نظر از هر موجود ديگرى تصور كنيم به هستى او به عنوان يك موجود يكتا و ثابت الوجود حكم مىشود .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 539
( 2 ) . اگر يك محال عقلى را در عالم تصور فرض كنيم « فرض محال » مىنامند ، ولى تصور شريك براى خداوند حتى در عالم تصور نيز « فرضى محال » است