دارا بوده و همهء اين فضيلتها را در راه رسيدن به اوج معارف و عمق حقايق به كار بسته است . و اين آخرين شرط وصول به مسائل فلسفى و به خصوص فلسفهء الهى است . زيرا كسى كه بخواهد حقايق والاى فلسفه الهى را با بحث و كاوش به دست آورد بايد از بينش وسيع و فكر سريع برخوردار باشد تا با تمام قدرت آن را به دست آورد و در نهان خانهء دل جاى دهد ، با نيروى تقوا آن را نگه دارد و در مقام آموزش با بيان شيوا و رسايش به افراد شايسته بياموزد .
شگفتانگيز اين كه اميرمؤمنان در تمام ابعاد زندگى و در يكايك صفات برجستهء انسانى به اوج كمال رسيده است . او به حق از هر جهت پيشواى قافلهء بشرى است و در تمام ملكات پسنديده الگوى بشريت است در صورتى كه هيچ يك از نوابغ تاريخ چنين نبودند ، هر نابغهاى در يك رشته نبوغ داشت ولى آن چه خوبان همه داشتند او به تنهايى داشت .
در دنيا افراد شجاع و دلير فراوانى سراغ داريم كه تندباد حوادث او را نلرزاند و دلاوران جهان در برابرش ناتوان باشند ولى نيروى دماغى و عواطف روحى اش متناسب با نيروى جسمى او نمىباشد . افراد زاهد و پرهيزكار فراوانى يافت مىشوند كه در عبادت و رياضت به حد اعلى رسيدهاند ، ولى در تدبير امور كشورى و لشكرى ناتوان هستند . حتى بر تشخيص نصيحت از خيانت قادر نيستند ، ديگر صفات انسانى نيز به همين منوال است . اگر در يكى از آنها سرآمد روزگار باشد در ديگرى ناتوان خواهد بود ، زيرا نفس انسانى از استعداد محدودى برخوردار است كه اگر آن را در يك نقطه متمركز كند ، در ديگر مسائل ناتوان خواهد بود و هرگز كسى در تمام ابعاد روحى و جسمى به حد كمال نخواهد رسيد و به تعبير قرآن « خداوند در اندرون هيچ انسانى بيش از يك دل قرار نداده است » . « 1 »
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 40