البته روشن است كه انسان همان غريزه ( غريزهء استخدام ) را كه در همهء موجودات به كار مىبندد در همنوعان خود نيز به كار خواهد بست . نتيجهء اين بيان اين است كه انسان موجودى استخدام طلب بوده و اجتماع را براى تكميل استخدام انتخاب كرده است . [ 2 و 3 ]
3 . اجتماع تعاونى انسان
از همين جا اجتماع تعاونى منعقد مىشود ، زيرا چنانكه روشن شد انسان به اجتماع تعاونى از اين راه تن مىدهد كه مىبيند به تنهايى و در نتيجهء كار و كوشش خود ، بدون استفاده از مساعى ديگران ، نمىتواند لوازم زندگى خود را تأمين نمايد و از جهت ديگر نمىتواند كار و كوشش ديگران را بلا عوض و به رايگان تملّك كند ، زيرا ديگران نيز مانند او انسان بوده و چيزى را كه وى از ديگران مىخواهد آنان نيز از وى مىخواهند ، ناچار اجتماع تعاونى را بهترين وسيله تشخيص داده و آن را انتخاب مىنمايد . در نتيجه مقدارى از نتايج كار و كوشش خود را به ديگران داده و در برابر از نتايج كار آنها برخوردار مىشود ، يعنى همهء افراد ، مجموع محصولات كار خود را روى هم ريخته و بعد بر حسب وزن اجتماع ، رفع نياز مىكنند . [ 4 ]
4 . بروز اختلاف افراد
اگرچه اجتماع تعاونى - با عواملى كه گفته شد - در ميان افراد ضرورتاً به وجود مىآيد ، ولى نظر به اينكه انسان از روى ناچارى به اين اجتماع تعاونى و عدالت اجتماعى كه به دنبال آن مىآيد تن در داده ، پيوسته از ته دل در فكر پاره كردن اين بند و دوستدار لگام گسيختگى است و از اين جهت هر وقت نيرويى پيدا كند و قدرتى در خود بيابد ، از پايمال كردن حقوق ديگران مضايقه نخواهد داشت . [ 5 ]
تاريخ اين نوع [ انسان ] تا آن جا كه در دست است ، اين حقيقت را تأييد مىكند كه