حد سريع و بطيىء بالاضافه صادق است .
هنگامى كه اين نسبت و اضافه را اعتبار مىكنيم مىيابيم كه مورد مزبور در حوزه تشكيك واقع مىشود و مراتب متوسطه آن ، چنانكه روشن شد با مقايسه واضافه به طرفين تقدير و توزين مىشدند ، و به اقتضاى تشكيك خود طرفين يعنى سريع و بطيىء فقط ، نيز ناگزير از معيار و وسطى هستند كه بالاضافه به آن تقدير و سنجيده شوند و آن وسط مورد نياز چنانكه در كسوت تمثيل قبلًا شناخته شد ، يا مسافت است يا زمان .
چنانچه معيار و وسط را زمان فرض كنيم ، و حركت سريع و بطيىء بر آن تطبيق دهيم ، به تبع انقسام زمان به اجزائش ، منقسم مىگردند ، و بر حسب اين تطبيق و تقسيم ، جزء حركت بطيىء كه به ازاى جزء زمان واقع مىشود كوتاهتر و جزء حركت سريع كه به ازاى جزء زمان واقع مىشود درازتر است ، با توجه به اين محاسبه ، چنانچه از حركت بطيىء ، جزئى ، مساوى جزء حركت سريع اخذ كنيم ، در اين صورت ، جزء مأخوذ از بطيىء به مقياسى منقسم مىشود كه جزء سريع به آن مقياس تقسيمناپذير است پس در حركت بطيىء به مقياس ديگرى انقسام است غير از مقياس انقسام مشترك بين آنها ، بدين قرار كه : جزء مأخوذ از بطيىء در اين افتراض ، نسبت به اصل حركت مقسومش به اجزاى آنىالوجود جزء تدريجى بوده ، ولى جزء مساوى آن از سريع نسبت به اصل حركت مقسومش به اجزاء ، جزء دفعى است ، چه آنكه اجزاى سريع در اين مقياس اجزاى آنىالوجودند ، به خلاف جزء مساويش از بطيىء كه در فرض تساوى آن با جزء سريع ، جزئى است تدريجىالحصول ، و جزء دفعى از بطيىء همان جزئى خواهد بود كه نسبت به سنخ حركت مقسوم ، آنى و تقسيمناپذير است نه جزئى كه در افتراض تساوى با جزء سريع ، فزونى و ضميمه يافته است كه مآلًا تدريجىالوجود و تقسيمپذير گرديده است ، و براى تقريب به ذهن ، مىتوان مانحنفيه را به مورد زير تشبيه نمود :
ما اگر دو عدد مساوىالنوع فرض كنيم مثلًا : « ده » و « ده » ولى آحادى كه اجزاى
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٦