تأليف كننده هر يك از اين دو عدد است با هم مختلف باشند ؛ به اين معنا كه عدد اول از آحادى تأليف يافته كه هر يك از آنها در حد خود بسيط و تقسيمناپذير ، و به عبارت ديگر : مبدأ اعدادند ، ولى عدد دوم از واحدهايى ، تأليف يافته ، اگر چه هر يك از آنها نسبت به اصل عدد مفروض واحد و تقسيمناپذير محسوب مىشوند ، ولى فىنفسه ، تقسيمپذير و معروض عدد ديگرى است كه مؤلف از آحاد بسيطند ، پس هر يك از دو عدد متساوىالنوع مفروض از نظر انقسام عددى با هم مشترك بوده ، ولى يكى از آن دو ، به مقياس ديگر غير از مقياس مشترك ، تقسيمپذير است .
به هر حال ، اين امر موجب مىشود كه حركت بطيىء ، حركتى باشد ، مؤلف از حركت در حركت ، و نظير اين بيان ، در صورتى كه معيار و وسط را مسافت قرار دهيم يعنى بطيىء و سريع متحدالمسافة باشند نه متحدالزمان ، جارى است .
و نتيجه آنكه ، حقيقت بطؤ ، تركب حركت ، و حقيقت سرعت ، بساطت آن است و در برخى از فصول سابق گذشت كه سرعت و بطؤ در حركات ، بر مدار تألف حركات و عدم آن است ، و بطؤ علىالاطلاق و سرعت علىالاطلاق ، وجودشان بالقوه است ، و به اين بيان ظاهر مىشود كه تركيب مذكور ، تركيبى است اضافى كه فقط ظرف تحليل عقلى است ، زيرا تشكيك از پذيرش تركب غير تحليلى امتناع دارد ، و ايضاً ظاهر مىشود كه هيچ نوع از انواع تقابل چهارگانه بين سرعت و بطؤ نيست بلكه نسبت بينشان نسبت مفرد و مركب است . تمام اين بيان در صورتى است كه مراد از سرعت و بطؤ معناى اضافى كه عارض به يكى از دو حركت ، بالنسبه به ديگرى است و اما اگر مراد از سرعت نفس سيلان كه با زمان تعين مىيابد باشد معنايى است كه مساوق با حركت است .
فصل دهم
چنانكه ما حركاتى را مشاهده مىكنيم كه در فصول سابق ، آنها را حركات ثانيه