حركتى است كه جسم در مبدأ يا منتهى ، يا در ظرف بطلان حركت ، بدان متصف است ، و همچنين ، وصف وجودى كه در جسم مىپنداريم يا مشاهده مىكنيم ، يعنى استمرار واستقرارش در وصفى مانند كيف و كم و وضع كه ممكن است در اينها حركت كند ، سكون نيست ، بلكه سكون ، همان عدم حركت مقارن با وصف مفروض است و نامگذارى استقرار مزبور ، به سكون ، تعبيرى است مجازى و بالعرض .
و ايضاً ظاهر مىشود : هر موجودى كه پذيراى حركت نيست ، مانند مجردات ، نه متحرك است نه ساكن ، و با مراجعه به آنچه از شئون و احوال حركات كه گذشت ، روشن مىشود كه حركات اوليه يعنى حركت جوهرى و حركت اعراض به تبع آن ، سكونى در مقابلش نيست . و ايضاً در حركات ثانيه ، سكون نسبى و بالقياس به حركات مقابل آنها است ، و اگر چه جسم مفروضالسكون ، در همين مقايسه و از همين حيث نيز متحرك است ، زيرا با تبيين شمول حركت به جملگى جسمانيات هيچ جسم و جسمانى در هيچ برههاى از آن خالى و عارى نيست .
پايان ترجمهء « مقالهء قوه و فعل » تأليف حجةاللَّه الكبرى علامه سيد محمد حسين طباطبائى قدس سره به قلم محمد محمدى گيلانى عفىعنه و عن والديه در شب 29 مهرماه سال 1363 خورشيدى .
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٩