و ايضاً با كمك آنچه در فصول سابقه گذشت ، روشن مىشود كه : در هر حركتى ، وجود اين امور ششگانه ، ضرورى است بدين قرار : فاعل ، قابل ، مبدأ ، منتهى ، مسافت يعنى مقولهاى كه در آن حركت واقع مىشود .
فصل نهم
سرعت و بطؤ به معناى تندى و كندى در حركات ، بالضروره ، مورد شناخت همهء ما است ، زيرا حس در شناخت آنها دخيل و كمك كار است .
با توجه به اين مقدمه ، هنگامى كه ما دو حركت را ، كه يكى بطيىء و ديگرى سريع است ، فرض مىكنيم چنانچه مسافتشان را - / يعنى مافيهالحركة كه از حيث مبدأ و منتهى محدود باشد - / متحد فرض كنيم ، لزوماً اين دو حركت از نظر زمان با هم مختلف و زمان حركت بطيىء بيشتر و زمان حركت سريع كمتر است .
و چنانچه زمان آنها را متحد فرض كنيم ، لزوماً از نظر مسافت ، مختلف و مسافت سپرى شده به حركت بطيىء كمتر و مسافت سپرى گرديده به حركت سريع بيشتر است .
سريع و بطيىء از معانى اضافيه هستند كه حد هر يك بر ديگرى در ظرف عروض نسبتى مانند نسبتش واقع مىشود ، چه آنكه بطيىء بعينه نسبت به بطيىءتر از خود ، سريع ، و سريع بعينه نسبت به سريعتر از خود بطيىء است .
بنابراين ، اگر سلسلهاى از حركات كه از بطيىء شروع و به سوى سريع پيش رفته ، فرض كنيم ، نخستين حلقهء آن ، فقط بطيىء بوده و بر حلقه دوم ، تالى ، حد سريع نسبت به اولى صدق مىكند ، و بر سومى نسبت به دومى و همچنين و چنانچه از جانب ديگر اين محاسبه را شروع كنيم ، بر حلقه نخستين مفروضالشروع ، حد سريع فقط صدق مىكند ، و بر حلقه دوم تالى آن ، حد بطيىء نسبت به نخستين صدق مىكند و بر سومى نسبت به دومى و همچنين . . . پس بر غير طرفين از سلسله مفروضه يعنى بر اوساط ،