عَسِيرٌ * عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ »
« 1 » . و نيز فرموده است :
« وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ * يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ »
« 2 »
از اينجا مىتوان فهميد كه حكايت « صور » و دو « نفخهاش » ، حكايت همان شيپورى است كه در لشكرها براى كارزار بهكار مىبردهاند : بار اول در « صور » دميده مىشود كه « ساكت شويد ! » و « براى حركت آماده گرديد ! » و سپس براى بار دوم در « صور » دميده مىشود كه « برخيزيد ! » « به پيش ! » .
بنابراين « صور » حقيقتى است موجود كه داراى دو گونه صيحه است : صيحهء ميراننده و صيحهء زندهكننده .
اگرچه براى كلمهء « صيحة » در قرآن تفسير كاملى وجود ندارد لكن در دوازده مورد يا بيشتر به همين لفظ آمده است و بنابراين ناچار صيحه بايد داراى معنايى حقيقى و اصيل باشد .
خداى سبحان از آن به « نداء » نيز تعبير فرموده و اين واضح است كه « نداء » نمىتواند بىمعنا باشد .
از آنجايى كه خداوند مردم را به « شنيدن صيحه به حق » وصف نموده و اين نيز مسلّم است كه تنها موجود زنده شنوايى دارد و با توجّه به اينكه خداى سبحان خود خبر به « صَعْق » آنان داده ، مىفهميم كه حيات و وجود آنان عين استماع و شنيدن صيحه است ، ازآنرو كه شنيدن « صيحهء زنده سازنده » بعد از وصف ايشان به زندگى امرى غيرمعقول است . بنابراين صيحه و يا نفخه چيزى جز كلمهاى الهى نيست كه آنان را مىميراند و زنده مىسازد ؛ خداوند خود فرموده :
« فَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ
هامش
( 1 ) مدثّر ، آيههاى 8 - 10 ؛ آنگاه كه [ هنگامهء قيامت برپا شود و ] صور اسرافيل را بدمند آن روز بسيار روز سختىاست ، كافران را هيچگونه در آن راحت و آسايش نيست
( 2 ) . ق ، آيههاى 41 - 42 ؛ و به نداى روزى كه منادى حق از مكان نزديك ندا كند گوش فرا دار . روزى كه خلق آن صيحه را به حق بشنوند آن روز هنگام خروج از قبرهاست