إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ »
« 1 » و يا
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »
« 2 »
نتيجه اين كه : ابتدا صيحهاى خواهد بود كه بدان بساط دنيا در هم پيچيده خواهد شد و اهل آن فانى خواهند گشت و سپس نفخى كه بدان تمامى اهل برزخ درمىگذرند و سپس نفخى ديگر كه بدان قيامت برپا مىگردد و مردم برانگيخته مىشوند .
آرى اين نكته هست كه دو عبارت
« ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى »
و
« وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ »
همهء موجودات را زير پوشش « اجل » آورده است و بنابراين ، هيچ مرگى خودبهخودى صورت نمىگيرد و حتى صيحه و نفخ نيز موجب مرگ نمىگردد مگر اينكه اجل فرا رسيده باشد .
كسانى كه از حكم نفخ صور ، استثنا شدهاند
و اما راجع به عبارت
« إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ » *
كه در هر دو آيهء نفخ آمده بود [ بايد گفت ] :
استثنايى كه در آيهء
« وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ »
وجود دارد ، آيات بعدى آن را تفسير مىنمايد :
« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
« 3 » . البته مراد از « حسنه » به قرينه لفظ « أمن » و نيز به قرينه اين كه در مقابل « سيئه » و وعيد بر آن ، واقع شده است ، « حسنهء مطلق » است ( نه مشوب به سيّئه ) و بنابراين اگر در عمل شخصى حسنه و سيّئه به هم آميخته باشد ، به علت وجود سيّئه از « فزع » در امان نخواهد بود . لذا شخصى از « فزع » در امان است كه ذاتش پاك و اعمالش از بدىها پيراسته باشد .
هامش
( 1 ) . يس ، آيههاى 49 - 50 ؛ اين منكران قيامت انتظار نكشند جز يك صيحهء اسرافيل كه آنها را فرا گيرد در حالىكه با هم به جدل و بحث مشغولند و در آن لحظهء مرگ نه توانايى سفارش دارند و نه به اهلبيت خود رجوع توانند كرد
( 2 ) . رحمن ، آيه 26 ؛ هر كس كه بر روى زمين است فانى است
( 3 ) . نمل ، آيههاى 89 - 90 ؛ كسانى كه نيكوكار آيند پاداش بهتر از آن يابند و نيز از هول و هراس قيامت ايمن باشندو كسانى كه بدكردار آيند در آن روز به رو در جهنّم افتند آيا اين جز جزاى اعمال آنهاست ؟