در مقام اسما و صفات خداوندى هم اين صعود و نزول ثابت است ؛ يعنى اسماى جزئيّه مرتبهء نزول و تعيّن اسماى كليهاند و برعكس اسما و صفات كليّه مرتبهء صعود و اطلاق اسما و صفات جزئيّه . در اوائل كتاب [ و تعليقات آن ] روشن شد كه مراد از « خزائن » در آيهء شريفه ، همان اسما و صفات كليّهاى است كه واسطهء خلقتند و خود از دايرهء مخلوقات خارجند .
( 246 ) . اجمالًا معناى فرد آن است كه انسان همهء تعيّنات و تملّكات خود را از دست مىدهد و اسبابى را كه سبب رفع احتياجات خود مىدانست ، يكسره سراب مىبيند .
در قيامت هر كس خودش هست و خودش و همهء اسباب و علل ظاهرى و مالكيّتهاى پندارى محو مىشوند . بر اين اساس معناى « جمع » كه به كرّات در قرآن شريف آمده است ، معناى ديگرى مىيابد
« يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ »
يا
« لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ » *
. معنايى كه از جمع به اذهان تبادر مىكند درواقع منافاتى با تعيّنات ندارد ، چنانكه در عالم مشاهد خودمان مىگوييم « جمعى » را ديدم يا « در آنجا عدهاى مجتمع بودند » . در حالى كه فرديّت مذكور در آيهء شريفه مستلزم رفع اينگونه تعيّنات است ، پس مراد از « جمع » معنايى است غير از آنچه كه به ذهن متبادر مىشود . مراد از جمع دور شدن از كثرت وهميّه و حصول نوعى جمعيّت در نفس است . در آنجا جان مؤمنان به هم مىآميزد و جان كفّار و مشركان به هم ، كه آيهء شريفهء
« وَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ زُمَراً »
و
« وَ يَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ »
بر آن دلالت مىكند .
( 247 ) . ضمير « هم » در « جمعهم » ضمير ذوىالعقول است و مرجع ضمير ظاهراً مجموع آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو از جنبنده خلق شده است . بنابراين ، آيهء شريفه نوعى حيات و شعور براى همهء آسمانها و زمين و جنبندگان ميان آن دو ثابت مىكند ، علاوه بر آنكه جمع و رستاخيز را نسبت به همه مطرح نموده است .
( 248 ) . 1 . ثواب الاعمال ، شيخ صدوق ، طبع مكتبة الصدوق ، ص 74 ، بابٌ نادر :