استوى لا ينكر من نفسه شيئاً » .
( 140 ) . ظاهراً مراد اين است كه بدن مادام كه در قبر است و از روح جداست از موجودات غير ذىشعور محسوب مىشود و لذا در آيهء شريفهء
« أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ »
درمورد ابدان از موصول « ما » كه براى موجودات غيرزنده به كار برده مىشود ، استفاده شده است نه از موصول « من » كه مربوط به موجودات ذىشعور است . علاوه از آيهء شريفه استفاده مىشود كه بدن نيز برانگيخته مىشود و الّا تعبير « ما » ( آنچه ) كه موصول براى موجودات غيرذىشعور است وجهى نداشت .
( 141 ) . ص 80 .
لحوق بدنها به ارواح ظاهراً مستفاد از ضمير « هم » در آيهء شريفهء
« فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ * فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ »
است چه آنكه ضمير « هم » در عربى براى غير ذوىالعقول بهكار نمىرود ، پس آيهء شريفه كه مىفرمايد : به صداى مهيب يگانهاى بدنها ناگهان برانگيخته مىشوند ناظر به لحوق بدنها به ارواح است . و الّا ضمير جمع « هم » براى بدنهاى غيرزنده به كاربردن هيچ مناسبتى ندارد . « 1 » پس مجموع كلمات مرحوم علّامه را در اينجا مىتوان اينطور تلخيص كرد : در هنگامى كه بدنها در روز قيامت برانگيخته مىشوند اگر نظر به بدن قبل از لحوق روح باشد بايد آن را غيرزنده دانست و آيهء شريفهء
« إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ »
ناظر به اين مرحله است . و اگر نظر به لحوق ارواح به ابدان باشد در اين صورت به خاطر اين اتحاد مىتوان براى آنچه كه برانگيخته مىشود ضمير جمع ذوىالعقول به كار برد كه آيهء
« فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ »
ناظر به اين مرحله است . و اللّه العالم .
( 142 ) . ص 81 .
آيهء شريفهء
« وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا » *
دلالت مىكند كه براى هر فردى درجاتى
هامش
( 1 ) . ر . ك : تعليقهء 30