سجّاد عليه السلام اين نكته را چنان روشن بيان مىكنند كه جاى هيچگونه ترديد و شبههاى باقى نمىگذارند :
« . . . و انّ الراحل إليك قريب المسافة و أنك لا تحتجب عن خلقك إلّاأن تحجبهم الأعمال دونك . . . » و قريب به اين مضمون در دعاى امام موسى كاظم عليه السلام در روز بيست و هفتم رجب منقول است :
« . . . و أنك لا تحتجب هم خلقك إلّاأن تحجبهم الأعمال دونك و قد علمت أنّ أفضل زاد الراحل إليك عزم إرادة يختارك بها » .
نظير اين مضمون در روايات متعددى وارد شده است . تعبير بسيار زيبايى در دعاى احتجاب كه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله مروى است ، وجود دارد كه دريغ است در اين مقام آورده نشود . اين دعا را سيد اهل مراقبه ابنطاووس رحمه الله در مهج الدعوات و مرحوم مجلسى در بحار و كفعمى در مصباح نقل كردهاند . در صدر اين دعا چنين آمده است : « اللّهم إنّي أسئلك يا من احتجب بشعاع نوره عن نواظر خلقه . . . » .
خداوند را چنين وصف مىكند : اى كسى كه به شعاع نور خويش از ديدگان خلقش پنهان مانده ! پس در حق متعالى پنهانى وجود ندارد الّا به جهت ضعف ديدگان ما .
سخن به طول انجاميد گرچه عشرى از اعشار اين باب را نياورديم ، كه بابى است ينفتح منه الف باب .
كلام در اين بود كه مشركان عمرى را در خلاف واقع سير مىكنند و درواقع فريب سراب دنيا و لهو و لعب آن را مىخورند و از حقيقت نابى كه در پشت اين ظواهر متجلّى است بىخبرند ، چنين كسى كه با اين حال از دنيا مىرود در آنجا هم چشمش نابيناست
« وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا » .
ملخّص كلام اينكه هر كسى چه بخواهد و چه نخواهد نظرش بر حقّ مقصود خواهد بود و غيرى در دار وجود مستقل نيست كه ديده شود و نظر بر او افتد ، و مطلوب در اين باب به هم رسيدن علم تفصيلى و علم به علم است . كسى كه اين علم