عند زوال الشمس فإذا رأى أهله يعملون بالصالحات حمداللّه على ذلك و إذا رأى الكافر أهله يعلمون بالصالحات كانت عليه حسرة » .
( 110 ) . فروع كافى ، ج 3 ، ص 230 ، ح 3 :
« . . . عن إسحاق بن عمّار عن أبيالحسن الأوّل عليه السلام قال : سألته عن الميّت يزور أهله ، قال : نعم . فقلت : في كم يزور ؟ قال : في الجمعة و في الشهر و في السنة على قدر منزلته .
فقلت : في أيّ صورة يأتيهم ؟ قال : في صورة طائر لطيف على جدرهم و يشرف عليهم فإن رآهم بخير فرح و إن رآهم بشر و حاجة حزن و اغتمّ » .
( 111 ) . « استبشار » به معناى طلب سرور به بشارت و نيز شادمانشدن به آن است .
بنابراين معناى
« وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
اين است كه شهدا از اينكه مىبينند مؤمنانى كه هنوز به ايشان ملحق نشدهاند و راه آخرت پيش نگرفتهاند ، از نعمت و فضل الهى برخوردار شده و خوف و حزن از آنان مرفوع گشته ، شادمان و مسرور مىشوند . يعنى اين امر براى ايشان بشارتى است ، پس كسى كه ( در اين فقره از آيه ) مژده دريافت مىدارد ، شهدايند نه مؤمنان .
مرحوم الهى قمشهاى در ترجمهء اين آيه - چنانكه در قرآنهاى مطبوع با ترجمه آمده است - آوردهاند : « . . . آنان به فضل و رحمتى كه از خدا نصيبشان گرديده شادمانند و به آن مؤمنان كه هنوز به آنها نپيوستهاند و بعداً در پى آنها به راه آخرت خواهند شتافت مژده دهند كه از مردن هيچ نترسيد و از فوت متاع دنياهيچ غم مخوريد . . . » .
ظاهراً در اين ترجمه سهوى رخ داده است ، چه آنكه معناى « استبشار » مژده دادن نيست تا اينكه گفته شود شهدا به مؤمنان در قيد حيات مژده مىدهند ، بلكه تلقّى بشارت و سرور بدان است ، يعنى دريافت مژده است لذا در آيه از « مژدهدهنده » كلامى نيست ظاهراً مژده را از ملائكه دريافت مىدارند . و آنچه در آيهء شريفه مذكور است « مژده يافتن » است . تا آنجا كه به كتب لغتِ قرآن و تفاسير معتبر دست يافتيم ، احتمال