تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
مخالف ، و آنچه كه در خارج واقع مىشود ضرورتاً همان اجل مسمّى است . به اين ترتيب روشن مىشود كه اگر « اجل مسمّى » را همان اجل حتمى كه ملازم با علل لاينفك يك شىء است بدانيم آيات مختلفه « اجل مسمّى » را مىتوان با آن تفسير نمود ، و احتياجى نيست كه اجل مسمّى را از عالم امر بدانيم . فقط يك نكته باقى مىماند : چگونه « اجل مسمّى » به اين معنا متّصف به « عنداللّه » شده است و در مقابل « اجل » مطلق واقع شده :
« ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ » .
به نظر مىرسد وجه توصيف « اجل مسمّى » به « عنداللّه » آن است كه اشيا و حوادث واقع در عالم عين ، همه به نحو وجود اجمالى يا تفصيلى در ام‌ّالكتاب يا لوح محفوظ ضبط و ثبت است و آنچه كه در عالم عين به منصّهء وجود مىرسد همه وجود همان صورى است كه در ام‌ّالكتاب محفوظ است . و از آن‌جا كه « اجل مسمّى » فقط درمورد علل تامّهء اشيا و حوادث اطلاق مىشود به نحوى كه توأم با تعيّن و حتميّت آنهاست ، بنابراين ضرورتاً ام‌ّالكتاب بر آنها منطبق است . بر خلاف مطلق اجل كه گاه به خارج متحقّق نمىشود و بنابراين ، نمىتواند صورتى در « ام‌الكتاب » داشته باشد . فرق اين بيان با بيان سابق كه « اجل مسمّى » را از عالم امر مىدانست در اين نكته است كه اجل مسمّى در اين بيان خود از عالم امر نيست بلكه وجودى در عالم امر دارد كما اين‌كه تمام موجودات مادّى هم داراى وجودى در عالم امرند [ محفوظ در ام‌ّالكتاب ] . پس تدبّر نما . ( 69 ) . در آيهء شريفهء
« مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ »
مراد از « لقاءاللّه » و « اجل اللّه » چيست ؟ و چگونه مفاد اين آيه ، آيهء سابق را تأييد مىكند ؟ « لقاءاللّه » يعنى رسيدن به موقفى كه بين بنده و پروردگارش حجابى نباشد ، چنان‌كه در روز قيامت حجاب‌ها مرتفع مىگردد و حقايق منكشف مىشود و معلوم مىشود كه مُلك فقط از آن خداست ، خداى سبحان فرمود :
« وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ »
.