عِنْدَ اللَّهِ باقٍ
مجموع اين دو آيه مىرساند كه اجل مسمّى باقى و غيرقابل تبديل است و « عنداللّه » است پس از عالم امر است . در تفسير شريف الميزان نيز همين بيان را آوردهاند با تفاصيلى ديگر كه ذيلًا به آن اشاره خواهيم كرد . و لكن قبل از بيان اين مطالب توجّه به نكتهاى ضرورى است . در آيات قرآنيّه « اجل مسمّى » گاه به نحوى اطلاق مىشود كه قابل تطبيق بر موجودات عالم امر نيست . به آيات زير توجّه كنيد :
1 .
« إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ »
. در اينجا اجل مسمّى به وضوح بر موجودات عالم امر تطبيق نمىشود و بلكه مراد اجل و مدّت دين است كه معيّن و مضبوط شده .
2 .
« وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى . . . »
3 .
« لَكُمْ فِيها مَنافِعُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّها إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ . . . » .
4 .
« ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى . . . » .
در اين آيات و امثال آن به وضوح مشاهده مىشود كه « اجل مسمّى » نمىتواند همان موجودات امرى اجل دنيوى باشد ، بلكه همانگونه كه معناى لغوى تسميه هم مىرساند مراد از « اجل مسمّى » اجل معين و محتوم است در قبال مطلق « اجل » كه قابل تغيير و تبدّل است . توضيح آنكه :
بقاى شيئى تا زمانى معين گاه به نحو اقتضاست . به اين معنا كه تركيب خاص جسمى [ يا روحى ] آن شىء اقتضا مىكند كه مثلًا بيست سال عمر كند . اين اقتضا گاه به فعليت مىرسد و گاه به علت وجود موانع از فعليّت باز مىماند و بنابراين ، شىء مذكور عمر طبيعى خود را طى نمىكند . مراد از اجل همان عمرهاى طبيعى و اقتضايى است و مراد از اجل مسمّى آن عمر ( پايان عمر ) حتمى است . البته روشن است كه اجل مسمّى به اين معنا لازمهء علل لا ينفكّ يك حادثه است بهخلاف « اجل » به معناى عمرهاى طبيعى و اقتضائى [ كه گاه به فعليت نمىرسد ] كه فقط همراه با علل ناقصه و مقتضيات است نه علل تامّه . بنابراين اجل گاه با اجل مسمّى مطابق مىشود و گاه