بالضروره عين فاعل است و بنابراين ، آنچه كه شيئى از وى سرچشمه گرفته و ذات وى از او تعيّن يافته هم او بايد منتهىاليه وجودش نيز باشد ؛ و از اينجا دانسته مىشود كه براى بهشت و دوزخ مراتب و درجات مختلفهاى است كه مراتب بهشت از پايين شروع مىشود و به بالا مىرسد و مراتب دوزخ برعكس آن ، و از اينجا معلوم مىشود كه در بهشت هر درجهء بالاتر در واقع فاعلِ درجهء پايينتر است و اگر چنين امرى در دوزخ هم قابل تصور باشد بايد امر در آن برعكس باشد . 253
از اينجا سرّ لحوق و شفاعت نيز آشكار مىگردد همانگونه كه به كرّات به اين نكته اشارت رفته است . معناى بسيارى از آيات و روايات نيز به اين ترتيب روشن مىگردد ؛ و اللّه الهادى و هو المعين .
خاتمه
سابقاً بنا بر آن داشتيم در آخر رساله ، فصل مستقلّى به بحث پيرامون « مغفرت » تخصيص دهيم ، لكن تنگى فرصت و تراكم اشتغالات مانع تحقّق اين مهم گشت . از خداوند سبحان مىخواهيم كه ما را موفّق به الحاق فصلى به اين رساله نمايد تا در طىّ آن به تبيين مباحثى كه در نظر داشتيم بپردازيم و اميدواريم كه خداوند اين امر را مورد خواست خويش قرار دهد كه او بر هر كارى تواناست . 254 و بايد دانست ابحاثى كه در معاد مطرح مىشود دامنهاى بس وسيع دارد كه تدبّر در آيات قرآنيّه و بيانات وارده در مبدأ و معاد اين نكته را روشن مىسازد و لكن ترجيح اختصار مانع آن بود كه بيشتر از آنچه در فصول سابقه انجام گرفته ، در اطراف مطالب غورى نماييم . علاوه آنكه بسط بيشتر كلام در نزد جويندگان حقايق ميسّر و ميسور نيست و لذاست كه در اين سنخ مطالب ، اشارات بر عبارات غالب است و از همين روى هم ، روش اين رساله را از ديگر رسائل متقدّمه متمايز ساختيم .
حمد خداى را دائماً كه توفيق اتمام عنايت فرمود و درود و سلام بىپايان بر اولياى