آنجا كه بهدنبال وعدهء عطاى هرگونه صفت كمال و جمالى ذكر شده ، مىرساند كه آن شىء موعود امرى وراى افهام بشر است .
قمّى در تفسير خويش از عاصم بن حميد از امام صادق عليه السلام در حديثى كه راجع به اوصاف بهشت است آورده ، امام عليه السلام در پاسخ راوى كه تقاضاى توصيف بيشتر نموده بود فرمود : « خداوند بهشتى را بهدست خويش خلق نمود كه هيچ ديدهاى بر آن نظر نيفكنده و هيچ مخلوقى بر آن اطلاع نيافته ، هر صبحگاهان حق تعالى آنرا همىگشايد و گويد پاكيزهتر باش و خوشبوىتر ! و اين همان مفاد كلام خداوند سبحان است كه
« فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ » »
. 240
از كلمهء « جزاء » در آيه ، استفاده مىشود كه آن موعودِ فوق فهم بشرى ، به ازاى عمل انسان و بهعنوان پاداش وى ، در پردهء خفا نگهدارى شده ؛ و از طرف ديگر مىفرمايد :
« لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها »
كه مىرساند در آنجا هر چه كه مورد خواست انسان باشد مملوك وى خواهد بود و نيز فرمود :
« وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى * وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى * ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى »
« 1 » پس هرآنچه كه به انسان در آنجا بخشيده شود اعم از آنچه كه در خور فهم بشر باشد يا نه ، همگى به شهادت تعبير « لهم » ، مملوك انسان و در تحت خواست مطلق انسان واقع مىگردد چون فرمود : « ما يشاؤن » ؛ در نتيجه از آيهء شريفه فهميده مىشود كه براى انسان كمالى فوق فهم نيز هست كه ممكن است با عمل آن را تحصيل كند و به تملّك خويش درآورد ، و شايد مفاد اين آيهء شريفه كه
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »
« 2 » نيز همين باشد و مراد
هامش
( 1 ) . نجم ، آيههاى 39 - 41 ؛ [ و نمىداند اينكه ] براى آدمى جز آنچه به سعى [ و عمل ] خود انجام دهد [ ثوابو جزائى ] نخواهد بود . و البته انسان پاداش سعى و عمل خويش را بهزودى خواهد ديد [ در دنيا ] ، سپس در آخرت به پاداش كاملترى خواهد رسيد
( 2 ) . قيامت ، آيههاى 22 و 23 ؛ آنروز رخسار طايفهاى از شادى برافروخته و نورانى است . [ و به چشم قلب ] جمالحق را مشاهده كنند