تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
ابلغ از جميع اين آيات اين كلام خداوند سبحان است كه فرمود :
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً »
« 1 » و در ابحاث سابقه گذشت كه معناى نعمت در اين آيه ولايت است كه همان راه خداست ، و مقابل آن كفر است :
« وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ * جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ »
« 2 » پس منتهاى سير اين گروه نيستى و نابودى است از آن جهت كه بر ظاهر جمود يافتند و از باطن اعراض نمودند در حالىكه آنچه كه نيست‌شدنى است ظاهر است و باطن ثابت و پايدار ، همان‌گونه كه اين كلام خداى سبحان بدان اشاره دارد :
« وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ »
« 3 » و نيز
« فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ »
« 4 » و
« لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً »
« 5 » و
« لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً »
« 6 » پس منتهىاليه سير مؤمنان محلّ صدق و حق است كه در آن لغو و كذبى نيست به خلاف غيرمؤمنان .

اصحاب اعراف بر بهشت و دوزخ مسلّطند

به هر تقدير اصحاب اعراف كسانى هستند كه بر هر دو مكان ( بهشت و دوزخ ) و بر هر دو گروه ( بهشتيان و دوزخيان ) مسلّط و مشرفند و اين تپه‌اى كه معناى « اعراف » است از سنخ تپه‌هاى شنى زمينى نيست كه خداوند در وصف زمين فرمود :
« لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً »
« 7 » بلكه اعراف همان مقام بلند آنهاست كه از مرتبهء اهل جمع و حشر بالاتر است و لذا از حاضرشوندگان در صحنهء قيامت نيستند و درواقع
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، آيه 28 ( 2 ) . همان ( 3 ) . يونس ، آيه 2 ( 4 ) . قمر ، آيه 55 ؛ در منزل‌گاه صدق و حقيقت نزد خداوندِ عزّت و سلطنت جاودانى ، متنعّمند ( 5 ) . واقعه ، آيه 25 ؛ نه آن‌جا حرف لغو شنوند و نه بر يك‌ديگر [ خرده‌گيرى كرده ] گناهى بندند ( 6 ) . نبأ ، آيه 35 ؛ در آن‌جا نه حرف لغو شنوند و نه دروغى ( 7 ) . طه ، آيه 107 ؛ كه در آن ديگر ابداً هيچ پستى و بلندى [ رتبه و مقام موهومى ] نخواهى ديد