هنگام رستاخيز مشاهده مىكنند ، نبوده است و لذا خداى سبحان به دنبال اين كلام آنان اضافه نمود :
« كَذلِكَ كانُوا يُؤْفَكُونَ » .
227
از سوى ديگر اين كلام صاحبان علم و ايمان كه
« لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ »
گويى اشاره به كلام حق دارد كه
« وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ » *
كه معناى آن در بحث « اجل » و « موت » گذشت و از آنجا كه درنگ و انتهاى آن نزد ايشان مسلّم و مفروغ عنه بود كلام « فهذا يوم البعث » را نيز به دنبال آوردند كه درواقع نتيجهء كلام است و گفتند : و لكن شما به اين انتها و محدوديّت آگاهى نداشتيد و نمىدانستيد كه قيامت همچون چشم برهم زدن [ يا زودتر از آن ] و جهنم محيط به كافرين است . 228
بايد دانست صدور اين دعواى باطل از مبعوثين و سپس ظهور بطلان آن بر ايشان همچون موارد ديگر ، مثل مخاصماتى كه بين ضعفا و متكبّران يا اتباع و متبوعين در روز قيامت واقع مىگردد [ آنگونه كه خداى سبحان حكايت فرموده ] ، منافاتى با مطلب سابق ندارد كه روز قيامت روز ظهور حقايق است و حجابها در آن مرتفع مىگردد . چه ظهور ، امرى است كه از خفا برمىآيد و براى آن مراتبى است ، در نتيجه اين ظهور براى بعضى بسيار طولانى و دردناك و براى بعضى بسيار كوتاه و اندك است . 229
روايات مربوط به اعراف
در اين زمينه رواياتى هست كه مطالب گذشته را تأييد مىكند .
عيّاشى از سلمان روايت مىكند كه پيغمبر صلى الله عليه و آله بيش از ده بار به على عليه السلام فرمود : « تو و اوصياى بعد از تو ، اعرافِ بين بهشت و دوزخيد ؛ هيچكس وارد بهشت نمىشود مگر شما را بشناسد و شما وى را بشناسيد و هيچ كس داخل دوزخ نمىگردد مگر اينكه شما را انكار كند و شما نيز وى را انكار كنيد » . 230