السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ »
« 1 » ؛
« إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ * وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ »
« 2 » و
« وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ »
« 3 »
از اين آيات استنباط مىشود كه شرك به خداوند و معاصى در همهء صور مختلفهء آن موجب خروج از عالم نور به عالم ظلمات مىگردد و به اين صورت است كه خداوند ايشان را گمراه مىكند و قدرت بينايى و شنوايى و تكلّم را از ايشان سلب مىنمايد و شياطين را تا روز قيامت قرين آنان مىسازد و قلوب و ابصار آنان را دگرگون نموده به نحوى كه جز سراب باطل را اراده نمىكنند و قدرت نزديكشدن به حق و استفادهء از آن را ندارند و كسى را مانند كه كف خويش به سوى آب برد تا آبى به دهان رساند و نتواند ، بلكه در زنجيرهاى اسارت دربندند و در ميان سدهايى كه خود در اطراف خويش بنا نهادهاند ، محبوسند و همهء اينها جز صور اعمال و نتيجهء حساب آنها از ثواب و عقاب نيست . اخبار بسيارى نيز به اين معنا گواه مىدهد :
در روايتى از رسول اللّه صلى الله عليه و آله نقل شده : « آنطور كه زندگى مىكنيد ، جان مىدهيد ؛ و آنطور كه جان مىدهيد برانگيخته مىشويد » 200 و اين از كلمات جامعه ( جوامع الكلم ) است و اگر روايتى ديگر از پيغمبر صلى الله عليه و آله به آن ضميمه كنيم كه مىفرمايد : « خلايق
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 125 ؛ پس هر كه را خدا هدايت او خواهد دلش را به نور اسلام روشن و گشاده گرداند و هر كه راخواهد گمراه سازد [ به حال گمراهى واگذارد ] و دل او را از پذيرفتن ايمان تنگ و سخت كند گويى كه مىخواهد از زمين برفراز آسمان رود . اين است كه خدا كسانى را كه به حق نمىگروند مردود و پليد گرداند
( 2 ) . يس ، آيه 8 ؛ [ چون كافر شدند ] ما هم برگردن آنها تا زنخ زنجيرههاى [ عذاب ] نهاديم در حالى كه [ از جهل و عنادمانند شتر ] سربلند كرده چشم بربستهاند و [ و راه خير را ] از پيش و پس بر آنها سدّ كرديم و بر چشم هوششان هم پرده افكنديم كه هيچ ( راه حق ) نبينند
( 3 ) . نور ، آيه 39