ديگرى كه به اين مضمون وجود دارد و همگى آنها اين نكته را روشن مىسازند كه ترتّب نتايجِ امور ، به نحو ضرورت و قهرى در دنيا و آخرت صورت مىگيرد و مقتضاى برهان نيز همين مطلب است .
مقايسهاى بين حساب و رزق
در عين حال علل و معلولات يا مقدمات و نتايج هيچ يك خود به خود موجود نمىشوند و نيز اين مقدمات نيستند كه به نتايج وجود مىبخشند ، بلكه همه به افاضهء وجود از ناحيهء خداى سبحان محقّقند و بنابراين ، معناى استتباع امرى نسبت به نتيجهاى همان استفاضهء وجود آنها از ناحيهء حقّ است .
كما اينكه ارتزاق مرزوقين ( دريافت روزى از ناحيهء روزىگيرندگان ) در واقع همان استفاضهء وجود از ناحيهء حقّ است تا موجود به بقاى خود ادامه دهد . بنابراين « حساب » به نحوى همچون « روزى » است : ابر فيض ربّانى هميشه از درياى رحمت الهى مايه مىگيرد و باران رحمت بر درياى امكان فرو مىريزد . پس هر قطرهء لاحقى استمدادى وجودى است براى قطرهء سابق ( رزق ) و راهى براى رفع حاجتى كه مقتضاى ذاتى اوست ( حساب ) . و كما اينكه افاضهء رزق براى موجودات ، هميشگى و مستمر و ضرورى است آنگونه كه فرمود :
« إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ »
« 1 » همينطور حساب در ميان موجودات ، دائمى و مستمر و ضرورى است ، پس تدبّر نما . 182
در نهجالبلاغه آمده است : « از امام عليه السلام سؤال شد چگونه خداوند خلايق را با همگى كثرتشان محاسبه مىكند . امام عليه السلام پاسخ فرمود : همانگونه كه با همگى كثرتشان روزى
هامش
( 1 ) . ذاريات ، آيه 23 ؛ [ اين وعدهء رزق ] به مانند تكلّمى كه با يكديگر مىكنيد حقّ و حقيقت است