تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
« من انفسهم » آورده است ( اين قرائن همه دلالت بر اين معنا دارد كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله شاهد بر شهيدان است نه بر تمام امت ) و رسول خدا صلى الله عليه و آله همان‌گونه كه شهيد بر شهداى امت خويش است ، شهيد بر شهيدان امت‌هاى ديگر نيز هست . على بن ابراهيم قمّى در تفسير
« شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ »
روايت كرده است كه مقصود از « هؤلاء » ائمه هستند و رسول اللّه صلى الله عليه و آله شاهد بر ائمه است و آنها شواهد بر مردم . 169 در احتجاج از اميرالمؤمنين عليه السلام ( ضمن حديثى كه اوضاع و احوال اهل محشر را بيان مىكند ) روايت شده است كه ( در آن روز ) پيامبران را برپا مىدارند و آن‌گاه از آنان در اداى رسالت‌هايى كه بر عهده داشته‌اند ، سؤال مىشود ، آنها پاسخ خواهند داد كه پيام الهى را به امت‌هايشان ابلاغ كرده‌اند و رسالت خويش را ادا نموده‌اند . هم‌چنين از امت‌ها درباره رسالت انبيا سؤال مىشود و آنها منكر ( ابلاغ رسالت ) مىشوند . چنان كه خداى تعالى فرمود :
« فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ »
« 1 » و مىگويند :
« ما جاءَنا مِنْ بَشِيرٍ وَ لا نَذِيرٍ »
بشارت‌دهنده و اخطار كننده‌اى نزد ما نيامد ، در اين هنگام پيامبران ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله را به گواهى مىطلبند و آن حضرت هم به صدق آنها گواهى مىدهد و گفته كسانى را كه منكر رسالت انبيا شده بودند ، تكذيب مىفرمايد و به هر امتى از آنها مىگويد : آرى ، بشير و نذيرى نزد شما آمدند [ و رسالت الهى را ابلاغ نمودند ] و خدا بر هر امرى قادر و توانا است ، يعنى قادر است كه اعضا و جوارح شما را به شهادت وا دارد تا آنها به تبليغ رسالت الهى توسط پيامبران ، گواهى دهند و به همين جهت ( كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله گواه و شاهد پيامبران است ) خداى متعال خطاب به پيامبر مىفرمايد :
« فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً »
« 2 » . 170
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيه 6 ؛ البته ما هم از اعمال امم و هم از پيامبران آنها پرسش خواهيم كرد ( 2 ) . نساء ، آيه 41 ؛ چگونه است حال [ در روز محشر و چه اندازه نيكان سرافراز و بدان شرمنده باشند ] آن‌گاه كه از هر طايفه‌اى گواهى آوريم و تو را ( اى پيغمبر ) بر اين امّت گواه خواهيم
انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 149 | السيد محمدحسين الطباطبائي