عيّاشى در تفسير خويش از اميرالمؤمنين عليه السلام در وصف روز قيامت روايت كرده است كه ( در آن روز ) همه در مكان معينى جمع مىشوند و همه خلايق مورد سؤال و استنطاق قرار مىگيرند و هيچكس نمىتواند سخن بگويد مگر كسى كه خداى تعالى به او اذن دهد و سخن به حق و صواب گويد ، آنگاه پيامبران را به پا مىدارند و مورد سؤال قرار مىدهند و اين جريان ، همان است كه در سخن خداى تعالى خطاب به پيامبر آمده است :
« فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً »
بنابراين ، رسول اللّه شهود بر شهدا است و شهدا هم همان پيامبران هستند » . 171
پيش از اين دربارهء انكار رسالت انبيا از جانب امتها و سوگند يادنمودن آنها و همچنين دروغ گفتنشان در اين مورد ، كه در احاديث آمده است ، توضيح داديم .
گروه ديگر از شهدا : ملائكه
گروه ديگر از شهدا عبارتند از ملائكه ( ثبتكننده اعمال ) كه خداوند در اين باره مىفرمايد :
« وَ ما تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ »
« 1 » و نيز فرمود :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ * إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ * ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ . . .
وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ »
« 2 » و همچنين فرمود :
« وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ * كِراماً كاتِبِينَ * يَعْلَمُونَ ما
هامش
( 1 ) . يونس ، آيه 61 ؛ اى رسول ما ( بدان كه تو ) در هيچ حال نباشى و هيچ آيه از قرآن تلاوت نكنى و در هيچ عملى باامت وارد نشويد جز آنكه همان لحظه آن را مشاهده مىكنيم
( 2 ) . ق ، آيههاى 16 - 21 ؛ ما انسان را خلق كرديم و از وساوس و انديشههاى نفس او كاملًا آگاهيم كه از رگ گردن به اونزديكتريم . چون دو ملك [ رقيب و عتيد مأمور نگارش اعمال خير و شر ] از طرف راست و چپ به مراقبت نشستهاند . . .