تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
تَفْعَلُونَ »
« 1 » و آيات ديگرى كه بر شاهدبودن ملائكه دلالت دارند .

اعضا و جوارح انسان شاهدند

خداى تعالى در اين‌باره مىفرمايد :
« الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ »
« 2 » و نيز مىفرمايد :
« وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ * حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ * وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ * وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ * وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ »
« 3 » سياق اين آيات دربارهء دوزخيان است ، از اين‌رو مسئله شهادتِ اعضا و جوارح نيز به آنها اختصاص دارد و مؤمنان و اهل بهشت را در برنمىگيرد . مسئلهء شهادت اعضا و جوارح اهل دوزخ بر گناهان ، مىتواند شاهدى باشد بر مكلف‌بودن غيرمؤمنان به احكام دين و فروع آن و علت اين كه دوزخيان تنها « جلود » ( پوست‌ها ) شان را مخاطب قرار مىدهند و مىپرسند چرا عليه ما شهادت داديد ؟ اين است كه چشم و گوش ، به حيات و فهم نزديك‌تر است و از عالم ماده
هامش
( 1 ) . انفطار ، آيه‌هاى 10 - 12 ؛ و البته براى شما نگهبانانى است ، كه نويسندهء اعمال شما و از فرشتگان مقرّبند ، شما هر چه كنيد همه را مىدانند ( 2 ) . يس ، آيه 65 ؛ امروز است كه بر دهان آن كافران مهر خموشى نهيم و دست‌هايشان با ما سخن گويد و پاهايشان به‌آنچه كرده‌اند گواهى دهد ( 3 ) . فصّلت ، آيه‌هاى 19 - 23 ؛ روزى كه همهء دشمنان خدا را به سوى آتش دوزخ كشانند و آن‌جا براى جمع‌آورى بازدارند . تا چون همه بر دوزخ رسند آن هنگام چشم‌ها و گوش‌ها و پوست‌هاى بدن بر جرم و گناه آنها گواهى دهند . و آنها به اعضاى بدن خود گويند [ عجبا شما كه زبان نداشتيد ] چگونه بر اعمال شهادت داديد . گويند خدايى كه همهء موجودات را به نطق آورد ما را نيز گويا گردانيد . . .