پروردگار خويش را ندا كنند : كه اى خداوند حليم ، ناديده گير و درگذر و به فضل و رحمت خود بازگرد و سلامت خود را بفرست . خلايق همچون پروانگان به آتش درافتند ، و چون كسى به رحمت خدا رهايى يابد بر آن مرور مىكند و گويد : حمد خدايى را كه به نعمت او اعمال صالح پايان پذيرد و اعمال نيك ، پاك از كار درآيد و حمد خدايى را كه بعد يأس و نوميدى مرا به فضل و كرم خويش از دست تو رهانيد .
به درستى كه پروردگار ما غفور و شكور است . 143
كلينى در كافى و شيخ صدوق در امالى خويش به همين معنا روايتى نقل كردهاند .
در علل از امام صادق عليه السلام درمورد تفسير
« إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ »
روايت شده است كه :
[ در روز قيامت ] هيچ عبدى گام از گام برنمىدارد مگر اين كه درمورد چهار مطلب مؤاخذه گردد : درمورد جوانىاش كه چگونه آن را كهنه ساخته ، درمورد عمرش كه چگونه آن را گذرانده ، درمورد مالش كه چگونه جمع و چگونه صرف نموده ، درمورد دوستى ما اهل بيت » . 144
قمّى در تفسير ش از امام صادق عليه السلام و صدوق در امالى و عيون از پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كردهاند كه : « مسئول عنه همانا ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است » . 145
در مجمع از پيغمبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه : « مردم همگى وارد آتش مىگردند سپس به نسبت اعمالشان از آن خارج مىگردند : نخستينشان همچون درخشيدن برق ، بعدى همچون وزيدن باد و بعدى همچون دويدن اسب و بالاخره آخرى همچون راهرفتن پياده » . 146
همچنين از پيغمبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه : « آتش در روز قيامت به مؤمن خطاب مىكند : زودتر بگذر كه نورت لهيبهاى مرا فرو خوابانده است » . 147
هنگامى كه از پيغمبر صلى الله عليه و آله راجع به آيهء
« إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها . . . »
سؤال شد ، فرمود :
« وقتى بهشتيان به بهشت وارد مىشوند ، گروهى از گروه ديگر مىپرسند ، مگر پروردگارمان به ما وعده نداده بود كه همگى وارد آتش شويم ؟ گروه ديگر پاسخ دهند