بدىها . در عبارت
« فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ » *
اشارهاى به همين مطلب وجود دارد . 150
در جاى ديگر مىفرمايد :
« وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ »
« 1 » و در آن موازين را به « قسط » كه همان عدل است ، تفسير نموده و وجه سنگينى در نيكىها و سبكى در بدىها را نيز بيان فرموده است .
در توحيد از اميرالمؤمنين عليه السلام راجع به
« فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ » *
روايت شده است كه « منظور از آن حساب است . حسنات و سيئات هر دو وزن مىشوند : حسنات سنگينى ترازو و سيئات سبكى آن هستند » . 151
و در احتجاج نيز از امام عليه السلام نقل مىكند كه : « مراد همان كمى يا زيادى نيكىهاست » . 152
با آنچه گذشت معناى آيهء زير واضح مىگردد :
« أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً »
« 2 » چه با از ميان رفتن و حبط اعمال ، جايى براى ميزان عدل الهى و اندازهگيرى نمىماند و با اين مطلب آشكار مىگردد كه اندازهگيرى با ترازوى عدل ، در روز قيامت ، تنها مختص به اعمالى است كه حبط نشده ؛ يعنى از ميان نرفته باشند و به همين خاطر هم هست كه آيهء فوق با اين آيه منافاتى نمىيابد
« فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ * تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِيها كالِحُونَ * أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ * قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ
هامش
( 1 ) . انبياء ، آيه 47 ؛ و ما ترازوهاى عدل را براى روز قيامت خواهيم نهاد و ستمى بر هيچ نفسى نخواهد شد و اگرعملى به قدر دانهء خردلى باشد در حساب آريم و تنها علم ما از همهء حسابگردان كفايت خواهد كرد
( 2 ) . كهف ، آيه 105 ؛ اينان كسانى هستند كه به آيات پروردگار خويش و لقاى او كفر ورزيدند تا اينكه اعمالشانهمگى حبط گرديد پس در روز قيامت براى آنان ميزانى اقامه نخواهيم كرد