اول خداوند آن را هموار ساخته بود . و عرشش را بر آب استوار خواهد كرد همانطور كه اول بار « عرش » تنها با تكيه بر عظمت و قدرت خداوندى چنين بود » . 137
آنچه كه ما از آيات درمورد نورانى گشتن موجودات ، استفاده نموديم ، با آياتى كه نور را از كافر نفى مىكند منافاتى ندارد ، همچون آيهء :
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ »
« 1 » و
« وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى »
« 2 » و
« يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ »
« 3 » از اين آيهء اخير «
نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ »
فهميده مىشود كه مؤمنان را در آخرت نورى است . خداوند درمورد مؤمنين فرموده است :
« يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ »
« 4 » و
« لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ »
« 5 » و
« كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها »
« 6 » و
« أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ »
« 7 »
اينها همه ظهور ظلماتى است كه خود در دنيا خريدهاند و ناگزير در آخرت بايد آشكار گردد . بنابراين در آنجا دو چيز وجود دارد : ظلمت و نورى كه خداوند نصيب مؤمنان ساخته و مشركان از آن بىبهرهاند .
نظير همين مطلب درمورد برداشتهشدن حجاب ميان انسان و پروردگارش ، گذشت .
عبارات ديگرى از قرآن در همين باب وجود دارد :
« فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ
هامش
( 1 ) . نور ، آيه 40 ؛ و هر كس كه خداى براى او نورى قرار نداده پس هيچ نورى نخواهد داشت
( 2 ) . طه ، آيه 124 ؛ و روز قيامت او را نابينا محشور كنيم
( 3 ) . حديد ، آيه 13 ؛ و باز آن روز مردان و زنان منافق به اهل ايمان گويند : مشتابيد تا ما هم از نور شما روشنايى بگيريم
( 4 ) . همان ، آيه 12 ؛ نورشان [ مؤمنين ] از سمت راست و در پيشاپيش در حركت است
( 5 ) . همان ، آيه 19 ؛ براى آنان اجر و نور خاصّ ايشان است
( 6 ) . انعام ، آيه 122 ؛ همچون كسى كه در ظلمات است و هيچگاه از آن خارج نشود
( 7 ) . بقره ، آيه 257 ؛ اولياى آنان ( كفّار ) طاغوت است كه ايشان را از نور به ظلمات برد