تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
كه بگوييم « ماهيات ممكنه ممكن نيستند » و اين نتيجه‌اى جز تناقض‌گويى در بر ندارد . با اين دلايل عديده ، قضيهء موجبهء سالبةالمحمول به‌طور آشكار ثابت و مدلل مىگردد و راهى براى انكار آن نخواهد بود . در پايان ، اين نكتهء كوچك را نيز علاوه مىكنيم همان‌طور كه در مقالهء نخستين خود - « امكان عام » - نوشته‌ايم ، تقسيمى كه صدرالمتألهين در كتاب اسفار براى معناى امكان آورده است ، « تقسيم عرضى » است و « تقسيم طولى » نمىتواند بود . و اين‌كه علامهء بزرگوار در آخر مقالهء خود نكته سنجى فرموده است كه : « لازمهء اين سخن اين است كه ما هرگز تقسيم طولى نداشته باشيم و اين همه تقسيمات طولى در علوم باطل گردد مانند تقسيم موجود در فلسفه به واجب و ممكن و تقسيم ممكن به عرض و جوهر و تقسيم جوهر به مادى و مجرد و تقسيم مجرد به نفس و عقل . . . » ( ص 250 ) به نظر صحيح نمىرسد ، زيرا تقسيماتى كه در ماهيت و لوازم آن كه از جملهء آنها همين امكان است به عمل مىآيد مانند خود ماهيت قابل « تشكيك » و طوليت نيست و تشكيك در ماهيت هرگز روا نيست و روى همين ملاحظه تقسيمات ماهيات بايد تقسيمات عرضى باشد نه تقسيمات طولى . بر خلاف تقسيماتى كه در مقسم وجود و موجود به عمل مىآيد همه بايد به طرز وجود تقسيمات طولى باشد همچون وجود ممكن و وجود واجب وجود عرض و وجود جوهر و وجود مادى و وجود مجرد و وجود نفس و وجود عقل . . . اينها هم تقسيماتى است كه به ملاحظهء حقيقت وجود به عمل آمده و همان خاصيت تشكيك و طوليت خاصى كه در وجود است به اين تقسيمات نيز سرايت كرده است . معلوم نيست به چه علت بايد تقسيمات وجود با تقسيمات ماهيت در نظر شريف علامهء بزرگوار مشتبه گرديده و اين مقاله به وجود آيد . البته اشتباه بزرگان هم بزرگ اشتباه است . در اين‌جا ما بايد از محضر افادت اثر ايشان پوزش طلبيده و به اين شعر از اديب
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 80 | السيد محمدحسين الطباطبائي