ممكن عام آن است كه ممكن باشد و شايد ممتنع باشد از همين جهت است كه گفتهاند در ممكن خاص جانب سلبى و ايجابى آن متلازماند ولى در ممكن عام چنين نيست .
ضمناً اين مربع با مربع تقابل محصورات اربعه شباهت دارد و اين تشابه منشأ نظريات منطقى و فلسفى مهمى گرديده كه محل ذكرش اينجا نيست .
به هرحال اگر آنچه بنده فهميدهام درست باشد ، اختلاف ميان منطقيان فرنگى و اسلامى با توجه به توضيح آقاى حائرى اين است كه در اصطلاح فرنگىها ممكن خاص شامل همان جهت عدمى امكان است ( 4 ) در صورتى كه نزد قدماى ما شامل مجموع جهت عدمى و وجودى آن ( يعنى 3 و 4 ) مىگردد ولى در مفهوم امكان عام فريقين اتفاق دارند كه منحصراً جهت وجودى امكان است ( 3 ) . « 1 »
منوچهر بزرگمهر
هامش
( 1 ) . مجلهء دانشكده ادبيات و علوم انسانى