پاسخ : ملاك اين همه تلاش كه ناقد محترم در خصوص لزوم استناد مىكند همانا روشن داشتن نسبت است و همان ملاك در شهرت و مسلم بودن نسبت موجود است و اگر شهرت مسلم بودن نسبتى گاهى با واقع مطابقت پيدا نمىكند نظير همين خبط و خطا در ساير انواع استناد نيز اتفاق مىافتد .
جالبتر اينكه ناقد محترم در عبارتى كه از ايشان در انتقاد شمارهء 3 همين مقاله نقل شد ، مطالبى به صدرالمتألهين نسبت داده و ظاهراً تكيه گاهى جز شهرت ندارند .
9 . انتقاد : به خاطر توضيح بيشتر اين نكات تا آخر ( ص 858 ) .
پاسخ : پس از اين همه اعتذار نمىبايست ناقد محترم پس از اعتراف به اختلاف طرز تفكر اشخاص ( چنان كه در صفحهء 858 ذكر كردهاند ) نتيجهاى را كه در مقالهء نويسنده بود به حساب ديگران بگذارند ، بخصوص از اين نظر كه نتيجهء نامبرده در كلام ديگران به اين صورت بيان نشده است .
10 . انتقاد : ولى متأسفانه اين استناد با واقع مطابقت نمىكند تا آخر ( ص 859 ) .
پاسخ : همين عبارتى كه ناقد محترم ترجمه و نقل نمودهاند مورد استناد نويسنده است و دلالت صريح بر مطلب دارد و اينكه مرقوم داشتهاند : « چون نمىدانيم فلانى مطلبى را كه نسبت داده ، آيا از اين عبارت استنباط كرده است يا نه ؟ از اين رو از بحث دربارهء آن مىگذرم » خواهشمندم اگر نظرى در اين باره داشته باشند مطرح كنند ، ما آمادهء گفتوگو مىباشيم .
11 . انتقاد : با وجود اين قراين آشكار نگارنده خيال نمىكند كه مفهوم سؤالش آنطور كه . . . طباطبايى استنباط كردهاند كه آيا پيدايش وجود انسان به اختيار اوست ؟
( ص 861 ) .
پاسخ : نويسنده همين اعتذار را بهطور اجمال در عبارت خود ، ( ممكن است گفته شود كه در سؤال مزبور اصطلاحات فنى مراعات نشده ) گنجانيده بود ولى پس از اين
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٤