تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
خود عبارت ايشان است كه تحليل « مسئلهء تشكيك در وجود » را به دو مسئلهء مزبور تصريح نموده . با اين وصف « تحليل‌الشىء الى نفسه و غيره » را كه در محال بودن عين « تقسيم الشىء الى نفسه و غيره » است روا دانسته است . ( حاشيهء ص 856 ) . پاسخ : تحليل با تقسيم دو مسئله متباين و جدا از هم هستند و فرق ميان آنها بسيار روشن است . تحليل كه يكى از مسائل منطق است برگردانيدن شىء است به سوى مبادى اوليهء خودش ، چنان كه اگر شىء تحليل شده مسئله باشد ( مانند مورد كلام ) قضيهء نظريه به واسطهء ضم وسط به دو قضيه برمىگردد و آن دو قضيه مثلًا به چهار قضيه و به همين ترتيب تا برسد به اوليات . و در تحليل اولًا از جزئى به سوى كلى يا از يك مساوى به سوى متساوى ديگر پيش مىروند و ثانياً شىء تحليل يافته جزء خارجى اشيائى كه به سوى آنها تحليل يافته نيست و بالعكس . ولى در تقسيم ( كه يكى از مسائل جزء مناظره است ) اگر از قبيل تقسيم كلى بر جزئيات باشد از كلى به سوى جزئى مىرويم و مقسم جزء حدى اقسام مىباشد و اگر از قبيل تقسيم كل بر اجزا باشد از متباين به سوى متباين ديگر پيش مىرويم و پيوسته اقسام جزء خارجى مقسم مىباشند . بنابراين تحليل يك مسئله به سوى دو مسئله ممكن است به خلاف تقسيم يك مسئله به سوى دو مسئله و هرگز به تحليل تقسيم اطلاق نمىشود . و تحليل الشىء الى نفسه و غيره چنان كه ناقد محترم در ذيل عبارتشان قلمداد كرده‌اند محال نيست ، زيرا بسيار روشن است كه افراد ماهيت نوعيه به سوى خود ماهيت و عوارض مشخصه تحليل مىشوند در حالى كه ماهيت نوعيه و هر يك از اجزاى حدى آن عين ذات خود و هر يك از اعراض خارج از ذات . 8 . انتقاد : يكى از مشكلات كارهاى تحقيقى نقل صريح و يا نقل به معناى عبارت ديگران به خاطر استناد به آنهاست ( تا آخر ص 857 ) .