شده از دو مسئلهء نامبرده قابل استخراج مىباشد و اين معنا چنان كه پيداست ابطال آنچه نگاشتهاند نيست ، بلكه در حقيقت دعوايى است كه در صورت عدم تسليم مىبايست به طريقى اثبات شود و نويسنده در اين سخن سر جنگ با روشى كه به شرحش پرداخته بودند نداشت ، چنان كه در انتقاد دومشان چنين وانمود شده است كه « اين بحث در حقيقت بحثى است ميان شيوهء علمى قديم و روش تحقيقات جديد » .
به هرحال نويسنده ، جملات اعتراضى اين مقاله را با جهات خللى كه در آنها به نظر مىرسد در صورت انتقاد و پاسخ وارد مىكند و چنان كه اشاره شد در تلخيص مطالب خواهد كوشيد .
1 . انتقاد : هدف تحقيقات علمى با اينكه كسى از چيزى به وسيلهء تصور علل و عوامل به وجود آورندهء آن چيز از راه ثبوت تصور كامل داشته باشد و يا تصديق ثبوت آن از راه استدلال و اثبات همه امور نامبرده بنمايد دوتاست ( ص 681 ) . « 1 »
پاسخ : البته متغايرند ولى مغايرتشان از قبيل مغايرت قانون است با مجراى خود و تحقيق علمى به هر نحو انجام گيرد يكى از مجارى همان دو اصل كلى خواهد بود كه اشاره شد ، زيرا نتيجهء تحقيق علمى ( مثلًا نظر فلان متفكر فلان معناست ، سبب پيدايش اين نظر فلان چيز است ) بالاخره قضيهاى است نظرى كه موضوع و محمولى
هامش
( 1 ) . اين معنا از مثالى كه معمولًا در اين مورد زده مىشود بهخوبى روشن است ، چه در حدّ سرير ( تختخواب ) گفته مىشود : سرير چيزى است كه او را نجار ( علت فاعلى ) از چوب ( علت مادى ) در فلان شكل ( علت صورى ) براى خواب ( علت غائى ) مىسازد و از اين مثال نحوهء مدخليت هر كدام از علل اربع در معلول پيداست و ما همهء اين علل را ذاتى مىناميم به معناى بالذات مقابل بالعرض ، ولى مثل اينكه ناقد محترم چنان كه از حاشيهء صفحهء 681 برمىآيد جور ديگر فهميدهاند كه قطعاً اشتباه است و چون بيانشان خيلى روشن نيست ، نويسنده از نسبت و تعقيب خوددارى مىكند .
و نظير اين ابهام در بيانى است كه در صفحهء 861 راجع به عدم سازش مسئلهء حركت جوهرى با نتايج علوم تجربى دارند ، عبارت ناقد محترم روشن نيست مانند اينكه اظهار اميد و رأى مىكنند كه روزى بتوان حركت جوهر را از راه تجربه به دست آورد ، ولى روشن نكردهاند كه در مسائل كلى فلسفى چگونه قابل تشخيص است ؟ و اينكه ثبوت و عدم ثبوت حركت در جوهر چگونه مىتواند در علوم تجربى از حيث نتايج تأثير داشته باشد ؟