تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
و نيز مسلم است كه حفظ كردن و در امن نگه‌داشتن هر كالايى از جهت ارزش مساوى با ارزش خود آن كالاست و متاعى كه هيچ‌گونه امنيت و مصونيت از خطر فنا ندارد واجد كمترين ارزشى نيست ، و از اين‌جا بايد قضاوت كرد كه مصون و در امن بودن فرآورده‌هاى انسان به‌طور كلى ارزش نصف عمر او را دارد ، چنان كه ارزش امنيت جانى انسان مساوى است با ارزش تمام عمر وى . هم‌چنين شكستن و نابود كردن حصارى كه گرداگرد فرآورده‌هاى جامعه‌اى كشيده شده ، مساوى است و نابود كردن نيمى از زندگى آن جامعه ، چنان كه از ميان بردن امنيت جانى جامعه‌اى مساوى است با از بين بردن تمام نفوس آن جامعه :
« مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً »
« 1 » و البته در اين صورت دزدى كه امنيت مالى جامعهء انسانى را سلب مىكند بايد با مجازات سختى رو به رو شود كه تصور اجراى آن وى را از دريدن پردهء ناموس مالى جامعه مانع و رادع گردد . و اما مسئلهء دوم و بريدن دست دزد كه آيين مقدس اسلام دستور مىدهد ؛ اسلام چنان كه از احكامى كه دربارهء قصاص تشريع كرده به دست مىآيد ، در مورد مجازات ، صدمه‌اى را كه جانى بر مجنى عليه وارد ساخته ممثل كرده ، به خود جانى وارد مىسازد تا كيفرى براى عمل وى يا عبرتى براى ديگران شود ، و البته جنايتى كه حقيقتش نابود ساختن نصف حيات ديگران است با مبلغى كم يا زياد جريمهء نقدى يا چند روز و چند ماه زندان تدارك شدنى نيست . و بهترين گواه مطلب اين است كه اجراى چنين مجازات‌ها كه مدت‌هاست در اغلب نقاط معموره داير است ، كمترين نتيجه‌اى را براى جلوگيرى از اين فساد نداده است . در اسلام روى همان محاسبهء واقعى ، يك دست دزد كه تقريباً معادل نصف تلاش حياتى وى مىباشد ، بريده مىشود .
هامش
( 1 ) . مائده ، آيهء 32