را مىنمودند . و هماكنون نيز بر عموم مسلمين لازم است كه اتفاق خود را در اصول آيين مقدس اسلام در نظرگرفته و از اين همه فشار و ناراحتى كه در طول اين مدت از بيگانگان و عوامل خارجى كشيدهاند ، به خود آمده و تفرقهء عملى را كنار گذاشته و در يك صف قرارگيرند و قبل از آنكه ديگران اين مسئله را به عنوان يك حقيقت تاريخى كشف و در كتب خود درج كنند ، خود مسلمانان اين حقيقت را عملًا تثبيت نمايند .
خوشبختانه دنياى اسلام كمكم به اين حقيقت پى مىبرد و تأييد فكر تقريب بين مذاهب اسلامى از طرف مراجع شيعه براى همين منظور بود و شيخ بزرگوار الازهر نيز اين حقيقت را با كمال صراحت لهجه بيان نموده و اتفاق كامل دينى شيعه و سنى را به همهء جهانيان اعلام نمود و شيعه بايد سپاسگزار اين مرد بزرگوار بوده و از عمل بىآلايش وى تقدير نمايد .
و چنان كه در سؤال اشاره شده است ، اين امر ، منافاتى با بحث علمى - تاريخى در مسائل عقيدتى ندارد و بايد هم مناقشهء علمى شيعه و سنى در سطح عالى ، همواره ادامه يابد تا تاريكىها روشن و حقايق براى عموم كشف گردد و اين امر ربطى به تعصبورزى و حمله و نشر اكاذيب ندارد . . . .
ما از خداوند مىخواهيم كه افراد مغرض و مفسد را هدايت و اصلاح فرمايد و مسلمانان را توفيق دهد كه با اتحاد عملى خود مجد و عظمت گذشته را بازيابند . انه سميع مجيب .
قم - ج 2 / 1396 ه .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٧