تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
از ضروريت مذهب شيعه است و نه خود كتاب به عنوان مدرك و منبعى از مدارك و منابع دينى معرفى شده و نه يكى از ائمهء اهل‌بيت عليهم السلام يا يكى از علماى اماميه چيزى از اصول دين يا مذهب يا از احكام دينى را از اين كتاب نقل نموده و آن را يكى از مدارك دينى در رديف كتاب و سنت قرارداده است . كتاب نامبرده به‌طورى كه از اخبارش به دست مىآيد كتابى است كه از اسرار آفرينش و حوادث آيندهء جهان بحث مىكند و اعتقاد به وجود چنين كتابى ، خواه كوچك‌تر از قرآن باشد يا بزرگ‌تر ، لطمه به جايى نمىزند . و البته مراد از « مصحف فاطمه » وجود يك قرآن ديگر - العياذباللَّه - نيست و هيچ شيعه‌اى به همچو امرى اعتقاد ندارد . سؤال ششم : غلو در حق ائمهء اطهار كه از نظر فقهى شيعى جايز نيست و غلات طبق فتاوى همهء فقها خارج از دين و كافر و نجس هستند ، چه مفهومى دارد ؟ و ما غلات را چگونه بشناسيم ؟ . . . آيا به نظر شما به مرور زمان مفهوم « غالى » تحت عناوين ديگرى جلوه‌گر نيست . جواب : غالى در اصطلاح به كسى گفته مىشود كه يكى از اهل‌بيت عصمت را مثلًا از حد بندگى بالا برده ، برخى از مختصات ربوبيت را مانند آفرينش و تدبير عالم و تصرف در تكوين به‌طور استقلال به وى نسبت دهد و اين معناى به حسب مرور زمان و به هر شكل و تصويرى تحقق گيرد ، فرق نمىكند و موجب كفر است ، چيزى كه بايد توجه داشت اين است كه آنچه موجب كفر است اعتقاد استقلال در مختصات خدايى است ، مانند ايجاد اشياء استقلالًا و روزى دادن مرزوقين استقلالًا و نظاير آنها و اما واسطهء فيض بودن بعضى از ممكنات ، به موجب ولايت تكوينى در تكوينيات مانند واسطه بودن ميكائيل در ارزاق و جبرئيل در وحى و ملك‌الموت در قبض ارواح و . . . موجب كفر نيست . سؤال هفتم : در مواردى از نهج‌البلاغه جملاتى مانند « للَّه در فلان » يا « للَّه بلاء فلان » دربارهء بعضى از خلفا وارد شده و در نامه‌اى به معاويه كيفيت بيعت به خلفاى امرى كه