دامن بزنيم ؟ شكى نيست كه ما هوادار بحث علمى - در سطح عالى آن - هستيم ، ولى كينهجويى و تحريك عواطف برادران مسلمان چه فايدهاى دارد و چه صورتى از نظر بينش مذهبى مىتواند داشته باشد ؟
ما عملًا ديديم كه تأسيس دارالتقريب بينالمذاهب الاسلاميه در قاهره و تأييد مرحوم آيةاللَّه بروجردى ، آيةاللَّه كاشف الغطاء و علماى شيعى ديگر ، نتايج درخشانى از قبيل صدور فتواى شيخ محمود شلتوت رئيس دانشگاه اسلامى الازهر دربارهء جواز تعبد به مذهب شيعه را داشت . آيا بهتر نيست كه همان راه ادامه يابد و مباحثات علمى در سطح عالى هم همچنان ادامه يابد و به گروههاى سنّى يا شيعهء مغرض و مفسد اجازهء فعاليت داده نشود تا دشمنان اسلام از اين اختلافات سوء استفاده نكنند ؟ . . . .
جواب : اتحاد يا تقريب اسلامى به طورى كه منجر به فراموشى معارف دينى و متروك شدن دستورات مذهبى نباشد و مزايايى دينى در برداشته باشد ترديدى در رجحان آن از نظر عقل و منطق نيست .
متأسفانه نيرويى كه مسلمانان صدر اول با پيروى از تعليمات قرآن به دست آورده و در پرتو آن ، در كمتر از يك قرن ، فرمانروايى قسمت اعظم معموره را به دست آوردند ، بر اثر اختلاف كلمه و رها ساختن فكر اجتماعى به كلى منحل شد و ثروت واقعى و موجوديت حقيقيشان به تاراج رفت .
البته عوامل جدايى تا مىتوانستند اين دو طايفهء بزرگ اسلامى را از هم جدا نمودند ، ولى بايد همواره متذكر اين حقيقت بود كه اختلاف دو طايفه در فروع است و در اصول دين با هم اختلافى ندارند و حتى در فروع ضروريهء دين مانند نماز ، روزه ، حج ، جهاد و غير آنها متفقاند و همگى قرآن و كعبه را يكى مىدانند .
روى همين اصل هم بود كه شيعيان صدر اول ، هرگز از صف اكثريت كنار نرفته و در پيشرفت امور عامهء اسلامى ، با عموم مسلمين هرگونه تشريك مساعى و بذل نصح
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٦