كتاب تفأل و تطير است ؟ و يا دانههاى تسبيح مىتواند سرنوشت انسان را تعيين كند ؟
و چرا گروهى از مؤمنين براى هر كارى ، قبل از « استشاره » به « استخاره » پناه مىبرند ؟
آيا اين امر ناشى از نقص تعليم و تربيت مذهبى مردم نيست ؟
جواب : در خصوص استخاره به قرآن يا سبحه ، روايات چندى از ائمه اهلبيت عليهم السلام مروى است و هيچ محذورى عقلى يا نقلى كه موجب سقوط روايات باشد در بين نيست و با قطع نظر از روايات ، طبع استخاره اين است كه انسان در كارى كه مىخواهد فعلًا يا تركاً اقدام كند ، در اطراف آن از حيث مرجحات فعل و ترك فكر مىكند و طبق يكى از مرجحات كه مىپسندد به فعل يا ترك اقدام مىنمايد ، اگر از راه فكر خود نتوانست ترجيح دهد با ديگران در آن باره مشورت نموده و يكى از مرجحات را كه گفتند پسنديده و اقدام مىنمايد . و اگر از راه مشورت نيز نتوانست ترجيحى دهد و دو طرف فعل و ترك در حال مساوات ماند و در حيرت رفت . قرآن كريم را گرفته و توجهى به خدا كرده و باز نموده ، مضمون اولين آيه را مرجح گرفته و طبق آن عمل كند ، يعنى به استناد كلام خدا ، به خدا توكل كرده و يكى از دو متساوى را كه هر دو برايش جايزالاقدام بوده ، ترجيح مىدهد و اين كار كه يكى از مصاديق توكل است ، نه شكرى دربردارد و نه به يكى از جهات دينى لطمه مىزند و نه حلالى را حرام يا حرامى را حلال مىكند ، خواه با قرآن بشود و خواه با سبحه كه يكى از وسايل ياد خداست و حقيقتش توكل به خداست نه شريك قراردادن قرآن يا سبحه براى خدا .
سؤال پنجم : دربارهء مصحف فاطمه عليها السلام بعضى منتسبين شيعه ، مطالبى نوشته و در كويت منتشر ساختهاند كه موجب انزجار مسلمانان گشته است ، چرا كه مؤلف كتاب ، مصحف فاطمه عليها السلام را چند برابر قرآن مجيد معرفى نموده و طورى وا نمود كرده كه گويا كتابى در رديف قرآن مجيد است . . . نظر شما دراين باره چيست ؟
جواب : ذكر كتابى به نام « مصحف فاطمه » كه فاطمه عليها السلام املا كرده و اميرالمؤمنين على عليه السلام نوشته ، در اخبار اهلبيت وارد شده ، وجود ( يا اعتقاد به وجود ) چنين كتابى نه
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٣