جواب : اخبار زيادى از طرق عامه و خاصه در تحريف قرآن كريم وارد شده است و جمعى از اهل روايت نيز به آنها اعتماد كردهاند ، ولى حجيّت اين روايات مستلزم عدم حجيّت و سقوط آنهاست ، زيرا حجيّت اين روايات متوقف به امامت و حجيّت قول ائمه است كه اين روايات از ايشان منقول است و امامت و حجيّت قول ايشان متوقف به نبوت و حجيّت قول نبى اكرم صلى الله عليه و آله است كه با نصوص آن حضرت ، امامت و حجيّت قول ائمه ثابت مىشود و نبوت و حجيّت قول نبى اكرم صلى الله عليه و آله متوقف به حجيّت ظواهر آيات قرآنى است كه دليل نبوت و حجيّت قول نبى اكرم صلى الله عليه و آله مىباشند و بديهى است كه بر فرض تحريف قرآن - به معناى زياده يا نقيصه يا تغيير لفظ يك جمله و حتى يك كلمه در تمام قرآن - ظهور همهء قرآن از حجيّت مىافتد و در نتيجه نبوت و حجيّت قول نبى اكرم صلى الله عليه و آله هم دليلى نخواهد داشت و لازمهء آن سقوط حجيّت قول امام و لازمهء آن سقوط حجيّت اخبار تعريف خواهد بود . پس لازمهء حجيّت اخبار تعريف عدم حجيّت آنهاست .
سؤال سوم : يكى از علماى معاصر ، كارى را كه مرحوم صدوق مىخواست انجام دهد ، انجام داده و به تأليف رسالهاى در « سهوالنبى » پرداخته كه متأسفانه در آخر يكى از تأليفات ايشان ، آن هم با دستخطِ خودشان ( ! ) چاپ شده است . اصولًا نظر شما راجع به اين موضوع چيست ؟ و علاوه مطرح ساختن اين قبيل مسائل چه ضرورتى دارد ؟
جواب : بديهى است كه فعل نبى مانند قولش از مصاديق تبليغ است و سهو نيز از مصاديق خطاست ، پس سهو نبى در اقوال يا افعال و اعمال خطا در تبليغ مىباشد و جواز خطا در تبليغ معارف و احكام الهى مستلزم امكان عدم تماميت حجّت خدايى است و لازمهء آن سقوط كتاب و سنت از حجيّت است ، زيرا بنابراين فرض هر بيانى كه از ناحيهء نبى برسد امكان سهو و عدم انطباق به واقع را دارد .
سؤال چهارم : استخاره با قرآن و با تسبيح چه مدرك صحيحى دارد ؟ قرآن مجيد
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٢