زندگى و نظام اجتماعى است .
علاوه بر اين بايد يادآور شد كه بر اثر فقر و تهىدستى بسا ممكن است كه اصل سرمايهاى كه به ربا داده شده نابود گردد ، زيرا همه كس قدرت اداى چنين قرض و سودهاى سنگينى را ندارد .
و بر كسانى كه وارد بحث در مسائل اقتصادى مىشوند پوشيده نيست كه تنها سبب شيوع كمونيسم و انتشار افكار گمراه كننده و پيشروى مرامهاى اشتراكى ، همان تراكم فاحش و خارج از اندازهء سرمايه و ثروت است كه نزد پارهاى از افراد متمركز مىشود و آنان را در مظاهر زندگى و استفاده از مزاياى حيات بر ديگران مقدم مىدارد و در ميان طبقات فاصلههاى بزرگى ايجاد مىكند و در مقابل دستهء ديگر از در دست داشتن احتياجات زندگى و اوليات ادامهء بقا محروم مىشوند . آنان همه چيز دارند و اينان فاقد همه چيزند . اين محروميتها عقدهء بزرگى در دلها ايجاد مىكند و سينهها را از كينه و عداوت مملو مىنمايد كه در نتيجه به دنبال هر آهنگى كه ( ولو به دروغ ) به نام طبقهء رنج كشيده برخيزد روانه مىشوند به اميد اينكه دردى از دردهاى آنان را علاج كنند و مشكلى از مشكلاتشان را بگشايند .
كمونيستها از اين گونه محروميتها استفادهء شايانى مىبرند و اصولًا ميكروب كمونيسم جز در محيط تنگدستى و فضاى فقر جاى ديگرى رشد و توليد مثل نمىكند . در جوّ و فضاى اختلاف طبقاتى است كه آنان الفاظ زيبا و فريبندهء تمدن و آزادى و عدالت اجتماعى و تساوى و برابرى را مىتوانند بهانه كرده ، در سايهء آن افكار خويش را در مغز افراد رنج كشيده جاى دهند ، ولى حقيقت كار بر خلاف گفتههاى آنان است . آنان از اين الفاظ استفاده مىكنند ، ولى تمام ارتباط آنها با اين الفاظ و معانى آن فقط همان استفادهء تبليغاتى است و بس .
طبقات فقير با شنيدن اين آهنگ كه از حلقوم كمونيسم بيرون مىآيد مىپندارند دريچهء نجاتى گشوده شده و راه سعادتى بازگشته ، ولى چيزى نمىگذرد كه مىفهمند
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٤٣