مىتوانستند حدود ارزش اشياء را معلوم كرده ، مشكل اساسى معاوضات را از پيش پا بردارند . براى اين منظور پارهاى از اشياء غريزالوجود و كمياب مانند طلا را اساس و پايهء كار قرارداده ، اشياء ديگر را با معيار آن سنجيدند و براى انواع متاع نيز واحدى از قبيل وزن و كيل قرار دادند و آنگاه واحد جنس را با واحد پول سنجيده ، براساس آن معاملات را انجام دادند . اين پايه نخستين اختراع پول به شمار مىرود و به دنبال آن انواع گوناگون پول مانند نقره و مس و برنز و كاغذ و امثال آنها پديد آمد كه در كتابهاى اقتصادى مشروحاً بيان شده است .
پس از آنكه خريد و فروش رواج پيدا كرد ، شغل تجارت پديد آمد ، يعنى دستهاى از مردم كار خويش را به معاوضه اختصاص دادند و براى به دست آوردن سود به مبادله ، انواع متاعها پرداختند .
اينها كارهايى است كه انسان براى رفع نيازمندى زندگى خود بدان دست زده است و بالاخره پول و نقد مدار نيازمندىهاى انسان شمرده شده و جانشين همهء متاعها و احتياجات زندگى انسان گشت ، چون آدمى به وسيلهء به دست آوردن پول همه چيز را مىتواند به دست آورد و بر همهء حوايج و لذايذ زندگى دست يابد .
از آنچه تاكنون گذشت مىتوانيم نتيجه بگيريم كه اساس معاوضه و مبادله بر تبديل هر جنس با جنس مغاير آن پىريزى شده است و احتياج به عوض و يا به سود معاملهء انسان را به اين كار وامىدارد و مغايرت و دوگانگى دو جنس مورد معامله پايهاى است كه حيات اجتماعى انسان روى آن نهاده شده است .
اكنون كه از بحثهاى گذشته نتيجهء فوق را گرفتيم ، به مسئلهء مورد بحث مىپردازيم :
ربا چيست ؟
اگر دو جنس مشابه را معامله كنند و اگر مقدار مورد معاوضه در دو طرف معامله