پول بپردازد ، ولى قضيه به اينجا خاتمه پيدا نمىكند ، بلكه ادامهء اين وضع كار را به آنجا مىرساند كه درآمد يك روز وى حتى براى پرداختن سود قرضها هم كفايت نخواهد كرد .
از طرف ديگر ، تمام اين اصل و فرع در يك جا جمع شده ، به دست صاحب سرمايه سپرده مىشود . يكى از دو طرف هيچ ندارد و در طرف ديگر سرمايهها روى هم متراكم مىگردد و همهء حاصل كار و فعاليت يك نفر در دست كس ديگرى جمع مىگردد و دو طبقهء متمايز و مختلف پديد مىآيد : طبقهء پولدار كه پول را به ربا مىدهند ، و طبقهء بيچارهء ديگرى كه بايد تلاش كنند تا بتوانند شايد فقط ربح پول و قرضهاى خود را تهيه نمايند و بسا به پرداختن تنها ربح پول خود موفق نمىشوند ، جز اينكه از همهء نيازمندىهاى خويش صرفنظر كرده ، تا شايد قدرى از آن را بپردازند و علت اصلى اين اجتماع يكطرفهء ثروت اين است كه مبادله و معاوضه بدون عوض مالى انجام شده و پول كه وسيلهء آسانى مبادلهء اموال مىباشد به عنوان يك جنس و كالا با سود اضافى مورد معامله قرارگيرد و در مقابل ربح و سود اضافى كار و يا كالايى قرار نگرفته است .
بنابراين نتيجهء ربا نابودى و فناى عدهاى بيچاره و تمركز ثروت در دست طبقهء ديگرى است كه از مزاياى ثروت و سرمايه به حد كافى بهرهمند مىباشند . طبقهء فقير روز به روز بر بارشان افزوده و طبقهء رباخوار بر قطر و وسعت سرمايههايشان افزوده مىشود تا آنچه بخواهند بكنند و به هرطور كه اراده نمايند با اموال حتى و نيروى كار مردم بازى كنند و نيروهاى خلاق و قدرت كار و فعاليت افراد را در راه سير كردن اشتهاى سيرناشدنى خويش به كار اندازند و از نتيجهء طاقت و تحمل طبقهء وامانده و بيچاره از حدّ گذشته ، براى دفاع از خويش و انتفاع به پا مىخيزند و به مبارزه با طبقهء ديگر اقدام مىكنند و بالاخره پايان اين كار به هرج و مرج و بىنظمى عجيبى خاتمه پيدا مىكند و اثر نهايى اين درهم پاشيدگى و هرج و مرج نابودى تمدن و برهم ريختن
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٤٢