( ثمن و مثمن ) مساوى و برابر باشند ، يعنى به صورت معاوضهء به مثل درآيد ، بسا ممكن است كه در اجتماعات انسانى چنين معاملهاى را معتبر بدانند و براى منظورهايى انجام دهند و اين كار يك خوشبينى و محبتى در اجتماع پديد مىآورد و سبب برآوردن حوايج نيازمندان مىشود و هيچگونه فسادى بر آن مترتب نيست ولى اگر در اين معاوضه ( مبادلهء دو جنس مشابه ) از يك طرف اضافهاى به عنوان ربح گرفته شود ، معامله ربوى خواهد بود و سود اضافه را به نام ربا مىنامند . پس ربا مبادلهء دو جنس مشابه است كه در يك طرف معامله زيادهاى به عنوان سود و ربح در نظر گرفته شود ؛ مثلًا ده كيلو گندم را به دوازده كيلو گندم بفروشند و يا متاعى را به ده درهم فروخته و آنگاه پس از مدتى دوازده درهم بگيرند .
نتايج ربا
البته پيداست كه چنين معاملهاى در صورتى اتفاق مىافتد و مشترى هنگامى بدان اقدام مىكند كه دچار اضطرار و احتياج شديد شود و از روى ناگزيرى دست به چنين كارى بزند و براى اينكه خوب به نتايج سوء و عواقب وخيم اينگونه معاملات پى ببريد ، آن را در ضمن مثال و نمونهاى بيان مىكنيم :
كسى است كه درآمد روزانهء وى صد ريال است ، ولى مخارج زندگى او به دويست ريال مىرسد ، در اين صورت او ناگزير است اين كمبود بودجه را از راه استقراض تهيه كند و بقيهء مورد نياز خويش را از راه دادن سود ربوى به دست آورد . اكنون فرض مىكنيم كه او براى مخارج يك روز خويش ده تومان باقيمانده را كه با سود دو تومان به دست آورد يعنى صد ريال را به 120 ريال استقراض كند . در نتيجه روز بعد از درآمد او فقط هشت تومان باقى خواهد ماند و دوازده تومان كمبود خواهد داشت و ناگزير است كه اين مبلغ را هم با دادن سود و ربا به دست آورد و اين كار همچنان رو به بالا مىرود تا به جايى كه ناگزير است تمام درآمد روزانهء خويش را فقط به عنوان سود