فعالى كه ملاك فعاليتشان بر ما معلوم است ، از مداخله و تصرف ديگران ، در آنچه مورد نظر آنهاست ، جلوگيرى مىكنند و اين اصل مسلم و غيرقابل ترديد اختصاص و مالكيت است كه هيچ انسانى در آن ترديد نمىكند و همين است معناى :
لام اختصاص كه به زبان عربى مىگوييم : هذا لى ، هذا لك ، لى ان افعل كذا ، لك ان تفعل كذا .
شاهد صحت اين اصل مسلم ، نزاعى است كه در حيوانات ديده مىشود . آنها براى حفظ خانه و آشيانهء خود با دشمنان مىجنگند و براى از دست ندادن غذا و صيد خود مبارزه مىكنند و اگر خطرى متوجه همسر يا فرزند آنها شد ، قدم در ميان نزاع مىگذارند . « 1 »
شاهد ديگر ، مشاجرهء اطفال و خردسالان براى حفظ غذا و ساير متصرفات خود است ، حتى ديده مىشود كه بچهء شيرخوارى بر سرپستان با شيرخوار ديگر نزاع مىكند .
هامش
( 1 ) . مورچه و زنبور عسل را ملاحظه كنيد . اين حيوانات براى خويش لانه و آشيانه مىسازند و به حكم فطرت ، آن را از آن خود مىدانند ، زيرا آنچه از آذوقه به دست مىآورند ، در لانهء خويش انبار مىكنند و اين خود دليل بر اين است كه اين حيوانات براى خود ، نسبت به لانهاى كه ساخته و آذوقهاى كه جمعآورى كردهاند ، حق اختصاص و مالكيت قائل هستند و در حيوانات ديگر نيز اين خاصيت به خوبى مشهود است .
اين حقيقت روشن ، در زندگى انسانهاى اوليه و بدويان كه زندگى آنان شبيه به زندگى بشر اولى است نيز ديده مىشود .
فليسين شاله در كتاب تاريخ مالكيت مىنويسد : « ميان قبايل بدوى ، مالكيت اموال بهطور اشتراكى ، مانع از آن نمىشود كه اشخاص مالك اموال خصوصى خود باشند . اين اموال خصوصى شامل اشيائى است كه فرد بدوى شخصاً توليد كرده يا ساخته است » . لوى برول مىنويسد : « اين اموال جزو وجوه فرد بدوى است و هرگز از او جدا نمىشود ؛ مثلًا تصور به طورى كه تورنوال نتيجهء مشاهدات خود را بين بوميان گينهء جديد شرح مىدهد ، فرد بدوى با اموال خود و آن چيزى كه در نتيجهء كار شخصى به دست آورده است ، بستگى گسستناپذيرى دارد . به طورى كه اين اموال نه تنها جزء متعلقات خصوصى ، بلكه جزء شخصيت فردى محسوب مىشود . به عبارت ديگر : فرد بدوى با داشتن اين اموال شخصيت خود را بالا برده است . »