بشرى را كه خودش خلق كرده و سرنوشت و تقديرش همه به دست خود اوست ، بيازمايد » بايد دانست كه خداى متعال در تعليم قرآنى خود نسبت به راز آفرينش از دو راه بحث مىكند :
1 . از راه منطق اجتماعى با طبقهء متوسط مردم با زبان خودشان با ايشان به گفتوگو پرداخته ، تعليم مىدهد . به حسب اين منطق خداى آفرينش حكمفرماى مطلق و داراى سلطنت مطلقه و مالك الرقابى است كه همهء بندگان او مىباشند و زندگى دنيايى مردم كه مقدمهء زندگى اخروى و جاويدشان است بايد طبق مشيّت و ارادهء وى و مطابق دستورات و تكاليف او باشد و در نشئهء آخرت پاداش عمل خود را خواهند يافت و به اين نظر زندگى دنيويشان يك زندگى آزمايشى و امتحانى خواهد بود كه امتحان و آزمايش كنندهء آن خداست و تنظيم آيات قرآن از اين نظر بحث مىكنند چنانكه مىفرمايد :
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً »
؛ همه خواهند مرد و شما را به عنوان امتحان با شرّ و خير مىآزماييم .
2 . از راه منطق عقلى خالص و واقعبينى و جهانشناسى حقيقى و از اين نظر مثل خدا و آفرينش جهان و حوادث نيك و بد آن مثل نقاشى است كه منظرهاى داراى زشت و زيبا و نيك و بد در تابلوى نقش و تصوير كند و ديگر هيچگونه چون و چرايى متوجه آن مصور و صورتش نخواهد شد و معناى آزمايش پيش نمىآيد فقط از اين نكتهء اساسى نبايد غفلت ورزيد و آن اين است كه بايد فرض شود كه نقشهاى انسانى كه در تابلو است با اختيار خود كار مىكنند ؛ يعنى اينطور كشيده شدهاند و كارشان زشت و زيبايى دارد و نقشهاى آينده خوب و بدشان ارتباط مستقيم با كارهاشان دارد ( دقت شود ) .
سؤال دوم : ارادهء خداوند آنى است و به مجرد اراده معدوم موجود مىشود . با اين وضع چه لزومى داشته خلقت آسمانها شش روز طول بكشد .
پاسخ : اشكالى كه در نامه ذكر شده اشكالى است فلسفى كه در كتب فلسفه مطرح