تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
لعدم موجب الخطأ هناك . و از اين‌جا معلوم شد كه : بيشتر از يك ماهيت از يك موجود نمىتوان انتزاع كرد ، به خلاف مفهومى كه عنوان ناميده مىشود ، زيرا سبب انتزاع ماهيت ، موجود خارجى است چنانچه معلوم شد ؛ به خلاف عناوين كه سبب انتزاعشان استعداد است ، و ممكن است ذهن استعدادات مختلفه پيدا كرده ، و انتزاعات مختلفه بنمايد ، چنانچه از يك مورد انتزاع علم كند ؛ و از موردى انتزاع قدرت ؛ و از مورد انتزاع حيات ؛ و هكذا ؛ بعد موردى را نائل شود كه هر يك از اين عناوين را كه با وى بسنجد ، او را واجد بيابد . و از اين‌جا معلوم شد كه : مرتبه‌اى از وجود كه صرف بوده واجد جميع كمالات وجودى است ، خواه به لحاظ صرافت كه حدّى است در عين لاحدّى ، و خواه به لحاظ واجديّت جميع كمالات به شرط وحدت ، كه عرفا اين دو لحاظ را دو مرتبه دانسته ، و مقام أحديّت و مقام واحديّت مىنامند ، زيرا جميع اين عناوين ، به بالاتر از يك جنس عالى صادق و محمول‌اند . و بايد دانست كه : همهء آنچه كه ذكر شد در جاى خودش مبرهن كرده‌ايم ؛ اگرچه در اين‌جا نظر به ضيق مقام غالباً از بيان برهانى صرف‌نظر شد . اما عرفا چون تشكيك را در ظهورات مىدانند ، نه در مظاهر چنانچه گذشت ، لهذا حدود وجود را مراتب تعيّنات علمى حقّ سبحانه مىگيرند ، و گويند : اول تعيّن بودن ، وجود حقّ است نفس ذاته كه تعيّن احدى است و تعيّن احدى به جهت صرافت ، منشأ تعيّن واحدى است كه جامعيت جميع كمالات است به نحو وحدت ؛ و بقيّهء اسما واحداً بعد آخر از اين مقام منتشى هستند ؛ و موجودات امكانى هم از آنها با تفصيلى كه در كتبشان مسطور است . و از اين جهت مرحوم سيد رحمه الله كلام مرحوم شيخ رحمه الله را كه تعيّن احدى و واحدى را به لحاظ عقل نسبت داده بود ، تبديل به لحاظ حقّ سبحانه نمود . محمدحسين طباطبائى
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 163 | السيد محمدحسين الطباطبائي