تذييل دوم بر مكتوب دوم مرحوم شيخ قدس سره
مرحوم شيخ بناى اعتراض خود را بر تحقّق تشكيك در مظاهر چنانچه حكما اختيار كردهاند ، استوار كرده ؛ و از علم مذكور در شعر علم ذاتى فهميده ، چنانچه پرواضح است ، با اينكه عرفا به تشكيك در ظهورات قائلاند ، و علم تفصيلى قبلالايجاد به ماهيّات را در مقام خارج از ذات مىدانند . و شيخ فريدالدّين عطّار نيشابورى از اساطين عرفا مىباشد . و اين دو مسئله و خاصّه مسئلهء تشكيك در ظهورات ، به اندازهاى از اين طايفه روشن است كه نظم و نثر آنها را از اومملوّ ، و بر مراجعه كننده جاى هيچگونه ترديد و شك باقى نيست ؛ و در هر صورت شعر صاحب شعر را طبق مذاق خودش تفسير بايد كرد ، خواه صحيح و خواه فاسد .
و عجبتر از همه كلام اخير ايشان است : « و ثالثاً كلام فعلًا در وصول عقل است » الخ . زيرا اعتراض سيّم بر تقدير تسليم اعتراضهاى سابق ، و به تقدير تسليم نبودن ماهيّات در مقام ذات ، كلام ساقط است . پس بهتر آن است كه اين اعتراض به شكل اثبات تناقض وارد شود ؛ و كلام على خلاف ظاهره به اين معنا حمل شود .